فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - تنديس قداست و فقاهت عبدالرضا ايزدپناه
«هذا ما وصل اليه نظري القاصر» (١٣)
يا «... ظنّى لايغنى عن جوعى فكيف عن جوع غيري.» (١٤)
در بحث و تدريس چنان مراقب است كه از گمان در افتادنطرف بحث در دام «مراء» و ستيزهجويى دامن مىگيرد:
«بارها مرحوم ملاّ عبداللّه شوشترى، از او مسائلى مىپرسيد،طرح و بحث و موشكافى مىشد. روزى ناگاه مقدّس در بينگفت و گو سكوت كرد و گفت باشد تا كتاب را ببينم. سپس دستشوشترى را گرفت و از شهر خارج شد، تا به جاىخلوتى رسيدند، آن گاه گفت: مساله را طرح كن. با چيرگى و موشكافى شگفتى آن را بيانكرد.
شوشترى مىپرسد كه چرا در جمع نفرموديد.
گفت: گمان مىرفت كه گفت و گوى ما به جدل و غلبه بريكديگر كشانده شود، ولى اين جا كسى جز خداى متعال نيست و از فخرفروشى و مباهات بدوريم.» (١٥)
آرى چنين مراقبتهايى بود كه قلب او را چشمهسار حكمت و معارف دينى كرد و انديشههاى او را پس از دهها سال بر فراز داشت كه «من اخلص للّه اربعين صباحا، جرت من قلبهينابيع الحكمة» و دست پروردگانى فقيه و پارسا به يادگار نهاد.
نگاهى نو به فقه
اگر به علوم، با رشد افكار بشر و ظهور دستاوردهاى نو در حوزه تحقيق و پژوهش و در عرصه
(١٣)مجمع الفائدة والبرهان، ج١، ص ٢٢٨.
(١٤)همان، ص١٠٥.
(١٥)سيماى فرزانگان، رضا مختارى، ص٣٢١؛ با اندكى تصرف.