شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧ - حاصل مطلب
هم لازم است و آن اينكه همه علوم هم يكسان نيستند: برخى از رشتههاى علمى مثل فلسفه اصلا كارى با وقت و مكانِ اشياء و خصوصيات زمانى و مكانى و عوارض شخصيه موضوعات خود ندارند. رياضيات مطلق، منطق و علوم عقلىِ محض نيز همينگونهاند. ولى پارهاى از علوم مثل علم هيئت به پديدهها و موضوعاتى مىپردازند كه در وقت و مكان خاصى رخ مىدهند مثل خسوف و كسوف و... در علوم دسته اول، از قضايا و مقدمات شخصيه استفاده نمىشود. و مقدماتِ براهين بايد كلى و ضرورى باشند امّا در دسته دوم تنها شرط مقدّمات اين است كه ضرورت صدق داشته باشد هر چند ضرورت وقتيه باشد.
پس براهين هر يك از رشتههاى علمى به حسبِ طبيعتِ مسائلشان، اقتضاى شرايط خاصى را دارند.
متن
وَ لأَنّ المقدّماتِ البُرهانيّةَ قيلَ فيها إنّها يَجبُ أنْ تكونَ كليةً فَلْنبيّن كيفَ يكونُ المقولُ على الكلِّ فى المقدّماتِ البرهانيةِ فنقولُ:
أمّا فى «كتاب القياس» فإنّما كانَ المقولُ على الكلِّ بمعنى أنّه ليسَ شىءٌ مِن الأشياءِ المَوصوفةِ بالموضوعِ كج مثلا إلاّ والمحمولُ كب مثلا موجودٌ لَها إن كانَ القَول الكُلّى موجباً، و مَسلوبٌ عنها إنْ كانَ القولُ الكلّى سالباً. و لَم يكنْ هُناك شرطٌ ثان: و هُو أنَّ الوجودَ والسّلبَ يكونُ فى كلِّ زمان; بَل فى المطلَقات لقد كانَ يَجوز أنْ يكونَ المحمولُ مَوجوداً فى كلِّ واحد من المَوصوفات بالموضوعِ وقتاًمّا و لا يُوجَدُ وقتا[ما].
ترجمه
و چون گفتهاند كه مقدمات برهانى بايد كلّى باشند، لازم است كه ما در اينجا روشن كنيم كه كلّى در مقدماتِ برهان به چه معنى است. پس مىگوييم:
در كتابِ قياس، محمول بر كل (كلّى) به اين معناست كه هيچيك از چيزهايى كه موصوف به موضوع مثلا جـ باشد، نيست مگر اينكه محمولِ ب ـ مثلا ـ براى آن موجود است، در صورتىكه قضيه كلّى موجبه باشد. و يا هيچيك از افرادِ ج نيست مگر اينكه محمول ب از آن سلب شده است، در صورتى كه قضيه كلى، سالبه باشد. و در آنجا شرط دوّمى وجود ندارد