شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٥ - ـ استدلال با استفاده از عوارض غريبه
علّت نيست، قياس را از بحثِ كتاب برهان خارج نمىكند و موجب نمىشود كه يقين به دست نيايد. و براى ساقط بودن سخن كسى كه مىگويد «هرچه كه علتى براى آن شناخته نشود، مورد يقين قرار نمىگيرد» همين كافى است كه اين سخن موجب مىشود اين فرد يقين به خداوند نداشته باشد، زيرا خداوند سبب ندارد. پس اين فرد بايد اعتراف كند كه تلاشش در طلب علم بيهوده است، چون او به چيزى كه در اين علمْ جستجو مىكند يعنى يقين به خداوند متعال نخواهد رسيد. بلكه بايد دانست كه علّت مردود دانستن عرض غريب، مطلبى است كه از كلام معلم اول (ارسطو) فهميده مىشود (اگر كسى كه آن را فهم كرده باشد) و آن اين است كه عارض غريب اگر اوسط قرار گيرد خواه اكبر مساوى با آن باشد يا اعم از آنْ خارج از موضوع علم مورد نظر مىشود. و اين به خاطر اين است كه هرچه مساوى چيزى باشد كه آن چيز خارج از موضوع صناعت باشد، خودش نيز خارج از آن صناعت خواهد بود چه رسد به اينكه اعم از آن باشد. پس وقتى چنين شد، ديگر اكبر به هيچ وجه از اعراض ذاتيه نخواهد بود. و اگر اكبر عرض ذاتى باشد ولى اوسط عرض غريب و اعم از اكبر باشد، دلالت آن همانند دلالت علاماتى است كه وجوداً اعم هستند، همانگونه كه در متن پيش (كتاب قياس) گفته آمد. و مثل اين بيان اگر هم حق باشد، حقّ بالعرض خواهد بود.
توضيح
برخى خيال كردهاند: علت اينكه شرط مىكنند در برهان كه بايد محمولْ ذاتىِ موضوع باشد اين است كه اگر اوسطْ ذاتىِ اصغر نباشد، نمىتواند علت براى ثبوت اكبر در اصغر باشد و در نتيجه برهانْ لمّى نمىشود. شيخ مىفرمايد: اين توهم باطلى است چون بحث ما در مورد مطلقِ برهان است اعم از لمّى و انّى. و اين شرط مخصوص برهان لمّ نيست. اگر كسى بگويد اصلا برهان إنّى، برهان نيست چون برهان انّى افاده يقين نمىكند و از راه علت نيست. چنين كسى بايد ملتزم شود كه اگر موجودى علت نداشته باشد، اقامه برهانِ مفيد يقين بر وجودش ممتنع باشد. و بديهى است كه وجود خداوند علت ندارد و روى مبناى فوق، نبايستى بتوانيم برهان يقينآورى براى اثبات خدا اقامه كنيم! و حال آنكه هدف اصلى از تلاشهاى فلسفى دستيابى به برهان يقينآور بر وجود خداوند است!! بنابراين نبايد برهان را منحصر در لمّ كرد و بحث از عرض ذاتى نيز مخصوص برهان لمّى نيست.