شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٢ - ـ استدلال با استفاده از عوارض غريبه
جسم است، از اين رو علم ديگرى درست كردهاند و نام آن را «سماع طبيعى» يا «سمع الكيان» گذاشتهاند. مثلا در طبيعيات شفا اولين بحثى كه آمده مربوط به احكام كلّيه جسم است و اختصاص به معدن يا نبات يا حيوان ندارد، و لذا اين علم هم علم كلّى است البته به طور نسبى و با علم كلى يعنى فلسفه اولى تفاوت دارد.
و امّا علم جزئى آن است كه از موضوع خاصى و محمولات مختص به همان موضوع بحث مىكند. اگر در علوم جزئى از احكام غيرمختص به موضوع بحث شود، همه علوم در يكديگر تداخل مىكنند و مرز بين علوم برداشته مىشود. مثلا در طبيعيات ما از عدد بحث نمىكنيم، با اينكه اجسام طبيعى هم معروض عدد واقع مىشوند، چرا؟ براى اينكه عدد خود موضوع علم ديگرى است و احكام مربوط به خود را دارد و در آن علم يعنى حساب، از عدد و احكام آن بحث مىشود. كسى هم كه در علم حساب از احكام عدد بحث مىكند بايستى از احكام مخصوص عدد بحث كند نه از احكامى كه اختصاصى به عدد ندارد. مثلا در علم حساب از ممكنالوجود بودنِ عدد بحث نمىشود چون اين حكم اختصاص به عدد ندارد، بلكه از احكام موجود مطلق است و در فلسفه از آن بحث مىشود.
در علم طب كه موضوعش بدن انسان است از صحت و مرض انسان سخن گفته مىشود. حال اگر در اين علم از حركت انسان يا سياهى رنگِ انسان صحبت كنيم، اينها از عوارض ذاتى انسان نيستند، زيرا اين عوارض، از آن جهت كه انسان داراى جسمى است كه صحت و مرض دارد، عارض بدن انسان نمىشوند. و اگر در طب از اينها بحث كنيم، بايد در بيطارى يعنى دامپزشكى هم كه درباره حيوان بحث مىكند از حركت و سياهى بحث كنيم و نيز در علم طبيعى هم بايد از حركت بحث كنيم، چرا كه عرضى است كه عارض جسم مىشود، آنگاه مرز بين علم طب و بيطارى و علمِ طبيعيات برداشته مىشود. آرى، اگر خواستيم از خصوصِ سياهىِ رنگ انسان كه در اثر عوامل خاصى در بدن انسان پديد مىآيد بحث كنيم، بايد آن را در طب مطرح كنيم و اين سياهى، از عوارض ذاتيه بدن انسان محسوب مىشود.
ـ استدلال با استفاده از عوارض غريبه
شيخ مىفرمايد امكان دارد ما در يك علمى، از عوارض غريبهاى در برهان استفاده كنيم و آن استدلال هم صحيح باشد يعنى مقدماتش صحيح و نتيجهاش نيز صادق باشد، ولى بايد توجه