شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٤ - ـ نسبت موضوع مسئله با موضوعِ علم
مناسبتِ عددى است. لذا اگر مناسبت به معناى عام آن را بر عدد يا بر يكى از كميات متصله حمل كنيم، عرض غريب شمرده مىشود نه عرض ذاتى.
ـ نسبت موضوع مسئله با موضوعِ علم
ممكن است در يك مسئله از مسائل علم، محمول و عرض ذاتى، اعم از موضوع مسئله باشد و لذا در تعريفِ محمول، موضوع مسئله را اخذ نكنيم، بلكه جنسِ موضوع مسئله را اخذ مىكنيم. اين جنسِ موضوع مسئله، امكان دارد اخص از موضوعِ خود علم باشد. اين امر به ذاتى بودن محمول براى موضوع ضررى نمىزند. پس اگر جنسِ موضوع مسئله مساوى با موضوع علم يا اخص از آن باشد، اشكالى ندارد، امّا اگر اعم باشد حتماً بايد آن را مقيّد كنيم والاّ محمول نسبت به موضوع مسئله، عرض غريب خواهد بود.
پس به طور كلى تا آنجا كه اَجناسِ مأخوذ در تعريفِ محمول، اعم از موضوعِ صناعت نباشند، ضررى به ذاتى بودن محمول نمىزند و الاّ بايد آن جنس را با قيد خاصى لحاظ كنيم. نتيجه اينكه سرانجام بايد موضوع صناعت را ملاكِ عرض ذاتى قرار دهيم و چنين بگوييم: محمولات ذاتى در مقدمات برهان، محمولاتى هستند كه يا خود آنها در تعريف موضوعاتشان اخذ مىشوند و يا موضوعِ صناعت در تعريفِ آن محمولات اخذ مىشود.
متن
فكلُّ محمول برهانى إمّا مأخوذٌ فى حدّ الموضوعِ، أو الموضوع و ما يُقوّمُه مأخوذٌ فى حدّه: إمّا مطلقاً كالسَّطح لِلمثلّثِ، و إمّا لتخصيص يَلحق به ضرورةً، كما أن الخطّ إذا حُمِل عليه «المساوى» فانّما يُحملُ عليه «المساوى لخطٍّ مّا» و هو مخصّصٌ. و العالَمُ إذا حُمِل عليه أنَّه واحدٌ حُمِلَ عليه الواحدُ فى العالمية لا الواحدُ مطلقاً. و هذا أيضاً تخصيصٌ له بقول أو فعل.
متن
پس هر محمول برهانى يا خود در تعريف موضوعش أخذ مىشود و يا موضوع يا مقوماتِ موضوع در تعريف آن مأخوذ مىشوند و اين خود به دو صورت است: يا به صورت مطلق مثل سطح در تعريفِ مثلث، و يا همراه با تخصصى كه براى آن ضرورى است، مثلا وقتى مفهوم