شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠ - فصل اخير در جواب « ما هو؟»
الموضوعِ; فكيفَ يُؤخَذُ فى حَدّه الموضوعُ؟ فليسَ كلُّ محمول فى المقدّماتِ البرهانيةِ يكونُ إمّا نفسُ الموضوعِ مأخوذاً فى حَدِّه، و إمّا ما هو مأخوذٌ فى حدّ الموضوع،اللّهمَّ إلاّ أن يُقال إنّ محمولاتِ المقدّمات إمّا أنْ تُؤخذ فى حدود الموضوعاتِ لَها، أو يؤخذَ فى حدودِها موضوعُ الصناعة; أو يُقالَ إنّ محمولاتِ المقدّماتِ إمّا أنْ تُوْخذ فى حدود الموضوعاتِ لَها، أو تكون الموضوعات أو ما يَقوِّمُها مما هو من تلك الصناعة يؤخذ فى حدودها. و إلى هذا ذَهب المعلّمُ الأوّلُ و اِنْ لم يُفْصِحْ به.
ترجمه
پس از بيان اين مطالب، به ادامه مطلب اصلى باز مىگرديم و مىگوييم:
ذاتى از جهت ديگرى نيز گفته مىشود و آن اين است: اگر شيئى بر چيزى عارض شود و در تعريفِ عارض، معروضِ آن أخذ شود مثل أخذ بينى در تعريفِ فطوست (پهن بودن بينى) و يا مانند أخذ عدد در تعريفِ زوج و يا مانند أخذ خط در تعريفِ استقامت و انحناء; و يا اگر موضوعِ معروض در تعريفِ عارض أخذ شود مثل خارج از دو متوازى براى آنچه كه زوايايش از يك جهت مساوى با دو قائمه است; و يا اگر جنسِ موضوعِ معروض ـ با حفظ شرطى كه ذكر مىشود ـ در تعريف عارض أخذ شود، در تمام اين موارد گفته مىشود كه اين عارض، ذاتىِ شىء است و از طريقِ ما هو بر آن شىء عارض شده است. و همين دو گونه ذاتى هستند كه در محمولات براهين داخل مىشوند.
و محمولاتى كه در تعريف آنها جنسِ موضوع مسئله أخذ مىشود، اگر اين جنس از موضوعِ آن علم اعم باشد در آن علم به صورتِ عام به كار نمىرود، بلكه به موضوعِ آن علمْ اختصاص مىيابد. مثلا مفهوم «ضدّ» كه در طبيعيات استعمال مىشود، به معناى خاصى است كه در طبيعيات منظورِ نظر است. يا منظور از مناسبت در مقادير، مناسبت مقدارى است و در اعداد، مناسبتِ عددى مدّ نظر است بهگونهاى كه موضوعِ علم مورد نظر، در تعريفِ آنْ داخل مىشود. و امّا آنچه كه از موضوعِ علم خارج باشد مورد توجه و التفات قرار نمىگيرد و از آن حيث كه خارج از موضوع علم است، نفعى بر آن مترتب نمىشود. بله اگر خارج از موضوع مسئله باشد ولى خارج از موضوع علم نباشد، در تعريفِ آن، موضوعِ مسئله أخذ نمىشود، بلكه جنسِ آن و موضوعِ آن و امرى اعم از آن أخذ مىشود و سرانجام لازم است كه در تعريفِ