شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٤
دندان است ولى اين غايت، غايتِ محرك طبيعى و فاعل طبيعى نيست، بلكه غايتى است كه خداوند در خلقت دندانها لحاظ كرده است.
متن
و نَقولُ بقول مُطلق: إنّ المادةَ و الصّورةَ لا يجوزُ أن يكونا غريبَينِ من جنسِ الصّناعةِ; و الفاعلُ و الغايةُ ربّما كان غريبين. فإذا مهّدنا هذه الأصولَ فنقولُ:
إذا أمكنَ أن يكونَ بعضُ أسبابِ الشَّىء خارجاً عن موضوعِ صناعتهِ و واقعاً فى صناعة أُخرى، أمكنَ أن يكون على المسألة برهانانِ من عِلمَين. و أمّا إذا كانَتِ الأسبابُ متعلِّقةً بالموضوعِ غيرَ غريبة منه، لم يُمكن فى غير ذلك العلمِ اعطاءُ برهان اللّمّ.
فقد اجتَمع من جميع ما قلناه أنَّه لا سبيلَ إلى إقامةِ البراهين إلاّ مِن مبادئَ خاصة. و بهذا السَّبب نَغلط فَنَظُنُّ فى كثير من الأشياءِ أنّا عَلمناه بالحقيقة إذا كانَتِ المقدماتُ المأخوذةُ فى قياساتِها صادقةً و لا نكونُ عَلمناه العلمَ الحقيقىَّ إذا لَم تكن مناسبةً.
ترجمه
و به طور مطلق مىگوييم: ماده و صورت ممكن نيست كه نسبت به جنسِ علم، غريب و بيگانه باشند، ولى فاعل و غايت چه بسا غريب باشند.
اينك پس از بيان اين اصول مقدماتى مىگوييم:
وقتى ممكن باشد كه بعضى از اسباب يك چيز، خارج از موضوع علمِ مربوط به آن باشد و در صناعت ديگرى قرار گيرد، پس ممكن است كه بر يك مسئله، دو برهان از دو علم اقامه شود. و امّا اگر همه اسبابْ متعلّق به موضوع باشند و غريب نباشند، امكان ندارد كه در غير علمِ مورد نظر برهان لمّى براى آن موضوع اقامه شود. پس، از مجموع آنچه گفتيم به دست آمد كه اقامه برهان جز از مبادى مخصوص، ممكن نيست. و به همين خاطر اشتباه مىكنيم و در بسيارى از چيزها همين كه مقدمات قياسها صادق بود گمان مىكنيم كه آن را حقيقتاً شناختهايم، در حالى كه اگر مقدمات مناسب نباشند، [در واقع] علم حقيقى به آن پيدا نكردهايم.
توضيح
اقسام علت بيان شد و امّا بحث اصلى اين بود كه برهان لمّى در طبيعيات چگونه اقامه