شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢ - برهان دوم بر بطلان دور در براهين
بعضُها لا يَتبيّنُ بالدَّور. و نِعمَ ما قيلَ: إنَّ هؤلاءِ يُعالِجونَ الدّاءَ بأدوى منه. فإنّهم لمّا أرادوا اَنْ يتَخلَّصوا مِن لُزوم أَنْ لا برهان، أو لابدَّ من ذهابِ مبادئ البرهانِ إلى غيرالنّهايةِ، فجَعلُوا مبادئَ البرهان محتاجةً فى أن تُعلَم إلى ما لا يُعلَمُ إلاّ بها; فآلَ أمرُهم إلى اَنْ جَعلُوا مبادئَ البرهانِ لا تُعلَمُ البتّةَ و لا يُعلَمُ بها شىءٌ.
ترجمه
دليل سوم: در انالوطيقاى اول توضيح داده شده كه استدلال دورى چگونه و در چه موردى است، بيان دورى حداقل با سه حدّ محقق مىشود و اين حدود مىبايست يكى با ديگرى نسبت انعكاس و تساوى داشته باشد، و وقوع چنين امرى در براهين اندك است. پس چگونه ممكن است كه همه مبادى اوليه براهين داراى اين شرط باشند تا اينكه برخى از آنها با برخى ديگر به صورت دورى تبيين شوند؟
اين مبادى متعددند و در همه آنها چنين چيزى اتفاق نمىافتد كه حدودشان متعاكس باشند. و اگر چنين انعكاسى در همه حدود آنها وجود نداشته باشد لاجرم پارهاى باقى مىمانند كه به صورت دورى قابل تبيين نيستند. و چه به جا گفته شده است كه اينان مىخواهند دردى را با درد سختترى درمان كنند! اينان براى اينكه از اين مخمصه كه "يا اصلا برهانى وجود ندارد و يا بايد مبادى برهان تا بىنهايت ادامه يابد" رها شوند، مبادى برهان را در معلوميتْ محتاج امورى دانستهاند كه خود از طريق همين مبادى معلوم مىشوند و در نتيجه به اينجا رسيدهاند كه مبادى برهان نه خود معلومند و نه چيزى با آنها معلوم مىگردد!
متن
على أنَّ بيانَ الدَّور لا يَخلص من الذّهاب إِلى غير نهاية، فإنَّ الدّورَ نفسَه ذهابٌ إلى غيرالنهايةِ ولكن فى موضوعات متناهيةِ العدد. فلاهُم تَخلَّصوا من الشّناعَة المُبطِلةِ للعلْمِ، و لا تخلَّصوا منَ الذّهابِ إلى غيرالنّهايةِ.
ترجمه
به علاوه خود بيان دورى نيز از تسلسل و سير إلى غيرالنهاية بدور نيست چرا كه خودِ دَور تا