شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٠ - اشتراك دو علم در مبدأ و مسأله
داراى موضوع و محمولى است. حال چگونه ممكن است دو علم در يك قضيه به عنوان مسئله با هم شريك باشند؟ شيخ مىفرمايد: چنين چيزى ممكن است: مثلا كرويت افلاك را هم در علم هيئت اثبات مىكنيم و هم در طبيعيات، ولى جهتِ نظر، فرق مىكند. در علم هيئت، از راه رصد كردن و مشاهده، اثبات مىشود و در علم طبيعيات از لحاظ مبدئى كه موجب شكل كروى مىشود، بحث مىگردد.
شيخ(رحمه الله) نتيجه مىگيرد كه بازگشتِ اشتراك علوم در مسائل و در مبادى، به اشتراك در موضوع است. پس اشتراك اصلى علوم، اشتراك در موضوع است و اين خود به سه صورت مىباشد:
الف: موضوع يكى اعم و موضوعِ ديگرى، اخص از آن است مثل موضوع طب كه اخص از موضوعِ طبيعيات است و اين خود، سه فرض دارد: يا موضوع اخص، نوعى از انواع اعم است مثل مخروط كه نوعى از مجسمات است و آن نيز نوعى از كم متصل است. و يا موضوع اخص، با ملاحظه عرض خاصى، نسبت به اعم سنجيده مىشود مانند انسان از حيث صحت و مرض كه موضوع علم طب است و در مقايسه با موضوع علم طبيعى، اخص است. و يا موضوع اخص، با ملاحظه عرض غريب، نسبت به اعم سنجيده مىشود مثل اُكرَ متحركه كه نسبت به خود كره، اخص است و هر يك در علم جداگانهاى بحث مىشوند.
ب: گاهى بين موضوعها، رابطه اعم و اخص نيست، بلكه هر يك با ديگرى، هم جهت اشتراك دارد و هم جهتِ افتراق. مثل طبّ و اخلاق كه هر دو از قواى نفس بحث مىكنند، امّا طب از قواى حيوانى از حيث صحت و مرض بحث مىكند و علم اخلاق از قواى نفسانى سخن مىگويد.
ج: صورت سوّم اين است كه موضوع دو يا چند علم، يك چيز است، امّا در هر علمى از حيثِ خاصى بحث مىشود. مثل جسم عالم كه در علم طبيعى از حيث مبدئيت حركت و سكون مورد بحث واقع مىشود و در علم هيئت از جهت شكل و كميت مورد بحث قرار مىگيرد.
متن
فإذَن الشركةُ الأوّليّة الأصليّةُ الّتى للعلوم هى على موجب القسمِ الثالثِ، و هو الشركةُ فى الموضوعِ على وجه مِن الوجوه المذكورة. و هى ثلاثةٌ:
إمّا أن يَكون أحدُ الموضوعَين أعمَّ و الآخَرُ أخصَّ كالطّبِّ و العلمِ الطبيعى; و الهندسةِ و