شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٥ - خلاصه مطلب
مركّب، تابع بسيط است. پس مىگوييم: هر مسئله بسيط منقسم مىشود به محمولى و موضوعى. در وهله اول بايد جهتِ موضوع را مورد تأمل قرار دهيم و لذا مىگوييم: موضوع يك مسئله كه مخصوصِ يك علم است يا داخل در موضوعِ آن علم است و يا از جمله اعراض ذاتيه آن موضوع است. آن كه داخل در موضوع علم است يا خود موضوع علم است خواه آن علم يك موضوع داشته باشد و خواه موضوعات كثيرهـ مثل اينكه مىگوييم: آيا جسم تا بىنهايت تقسيم مىشود؟ و اين در مسائل علم طبيعى است; و يا موضوعِ مسئله نوعى از موضوع علم است مثل اينكه مىگوييم: آيا هوايى كه در آب محبوس شده طبيعتاً و يا در اثر فشار قسرى به سمت بالا مىجهد؟ و آيا مبدأ پيدايش غضب، دِماغ (مغز) است يا قلب؟ و امّا آن موضوعِ مسئلهاى كه از اعراض موضوع علم است: يا عرضِ ذاتى آن است مثل اينكه مىگوييم: آيا حركتِ الف با حركتِ ب تضاد دارد؟ و يا عرضِ ذاتى براى انواع موضوع علم است مثل اينكه مىگوييم آيا پرتو خورشيد گرم كننده است؟ و يا عرضِ ذاتى براى يكى از اعراض ذاتيه موضوع علم است مثل اينكه مىگوييم آيا زمان بعد از سكون [يا بُعد سكون]است؟ كه در اينجا زمان عارض بر حركت است و حركت خودْ عرض ذاتى براى جسم است. و يا عرض ذاتى براى نوعى از اعراضِ جسم است مثل اينكه مىگوييم: آيا كند شدنِ حركت به خاطر تخلل سكون است؟ حق اين است كه كند شدن از عوارض بعضى حركات است و در بعضى، نيست. چون بعضى از حركات سرعتشان يكسان است و هرگز كندى پيدا نمىكنند.
خلاصه مطلب
موضوع مسائل يك علم به يكى از صور زير است:
١. عين موضوع علم است ٢. يكى از انواع موضوع علم است ٣. عرض ذاتىِ موضوع علم است. ٤. نوعى از اعراض ذاتىِ موضوع علم است ٥. عرضِ ذاتىِ يكى از اعراض ذاتىِ موضوع علم است ٦. عرض ذاتىِ نوعى از اعراضِ ذاتىِ موضوع علم است.
نكته قابل توجه اين است كه چون موضوع مسئله مىتواند غير از موضوع علم باشد مثل آنجا كه عرضى از اعراضِ آن است، پس اين مطلب كه مىگويند همواره مسائل يك علم بر مىگردد به تقسيماتِ موضوع آن علم، كليّت ندارد و در همه مسائل، صدق نمىكند.
و يا عرض ذاتى براى نوعى است كه عارض بر موضوع علم مىشود مثل اينكه مىگوييم: