شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٠ - ـ نشانه مبادى خاصّه
توسعهاى داده شود، يكى نسبت به اجزاء و يكى نسبت به چيزهايى كه جنس نيستند، ولى به منزله جنس هستند. در اين فصل شيخ روى اجزاء تكيه مىكند و همچنين روى عوارضِ عوارض ذاتيه تأكيد دارد، در حالى كه در فصول قبلى به اين نكته، تصريح نشده بود.
البته در يك علم از عوارض ذاتيهاى بحث مىشود كه ثبوت آنها براى موضوع، مشكوك و مورد ترديد باشد و الاّ از عوارضى كه بيّن الثبوتاند بحثى نمىشود.
ـ نشانه مبادى خاصّه
از نشانههاى مبادى خاصّه يك علم اين است كه موضوعِ آن با موضوع علم ارتباطى خاص دارد بدين صورت كه موضوعِ مبدأ يا عين موضوع علم است و يا از انواع، عوارض، جزئيات و اجزاءِ آن مىباشد. و امّا محمولِ مبدأ، لازم نيست كه از محمولاتِ اين علم يعنى از عوارض ذاتيه موضوعِ اين علم باشد. ممكن است محمولِ مبدأ، اعم باشد ولى همين اندازه كه موضوع مبدأ، مساوىِ موضوع علم يا اخص باشد، كافى است. قبلا نيز شيخ فرمود كه گاهى برخى از عوارض ذاتيه علوم، مفهوماً اعم از موضوع علم هستند امّا به ملاحظه يك حيثيتِ خاص، اختصاص پيدا مىكنند و مثال آن، مفهوم مساوات بود كه هم از عوارضِ ذاتيه هندسه است و هم حساب، ولى در هر علمى با لحاظِ حيثيت خاصى، محمول قرار مىگيرد. در قضيهاى هم كه به عنوان اصل و مبدأ براى يك علم به كار مىرود، موضوع يا مساوىِ موضوع علم است و يا اخص از آن است، امّا اگر اعم باشد، مبدأ براى آن علم به حساب نمىآيد.
مثال ديگرى كه شيخ مطرح مىكند، مفهوم تضاد و مضادّة است. ضديت اختصاصى به علوم طبيعى ندارد و در اخلاق هم به كار مىرود. در طبيعيات مىگوييم: يبوست ضد رطوبت است، اين حركت ضد آن حركت است و در اخلاق مىگوييم: جُبن ضد شجاعت است. امّا بايد توجه كنيم كه ضديت نيز مثل مفهوم مساوات، در هر علمى كه به كار مىرود با يك حيثيت خاصى است.
ممكن است كسى بپرسد: شما از طرفى مىگوييد كه محمولْ اعم است و از طرفى مىگوييد محمول با حيثيت خاصى كه در آن لحاظ مىشود، مساوى با موضوع است! پس اگر مساوى است چرا آن را محمولِ اعم حساب مىكنيد؟ شيخ پاسخ مىدهد: اگر ما محمول را اعم حساب مىكنيم، به اعتبارِ ظاهرِ آن است و الاّ در باطن، محمول مساوى است.