شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٥ - نكاتى در باب قسمتِ اوّليه
الأمرانِ قَبلَ أنْ نَلتَفتَ إلى لُحوقِ فصل بها. و ليس طبيعةُ العددِ كافيةً فى أنْ نتصوّرَها قد عَرضَ لها واحدٌ من الأمرَينِ ما لَم يَنضمّ إليها فى الذّهنِ فصلٌ إذا ألحقتَه بها تبيَّن لك حينئذ أنْ يَلحقها ذلك العارضُ.
ترجمه
قانون براى تشخيص ايندو امر اين است كه امتحان كنيم و خود طبيعت جنس را اختصاصاً در نظر بگيريم مثل طبيعت عدد يا طبيعت جسم. اگر اين طبيعت صلاحيت داشت كه در دو حالت ايندو عارض را بپذيرد، معلوم مىشود عروض آنها اوّلى است. در اين آزمايش مىبينيم جسمْ اين صلاحيت را دارد كه متحرك و يا ساكن باشد امّا عددى پيدا نمىكنى كه صلاحيت زوجيت و فرديت را داشته باشد. كافى است كه ما طبيعت جسميت را تصور كنيم و به صلاحيت آن براى حركت و سكون پى ببريم قبل از اينكه به ملحق شدن فصلى به آن توجه كنيم. ولى صرفِ طبيعت عدد كافى نيست براى اينكه متّصف به زوجيت و فرديت شود مادام كه در ذهن فصلى به آن ضميمه نشود. و هرگاه اين فصل را ضميمه كنى، روشن مىشود كه اين عارض به آن ملحق مىشود.
توضيح
نكاتى در باب قسمتِ اوّليه
گفتيم جنس به وسيله فصول مقسّم، تقسيم مىشود و انواع پديد مىآيند. اين فصول نسبت به جنس و نوع، اوّلى هستند. در اينجا سؤالاتى مطرح مىشود: الف) آيا انقسامات در جنس هميشه به وسيله فصول انجام مىشود يا غير فصل هم مىتواند جنس را منقسم كند؟ ب) آيا لازم است چيزى كه منقسم مىشود، ذاتى باب ايساغوجى باشد يا نه؟ ج) آيا لازم است تقسيم همواره مستوفى باشد يا نه؟ د) آيا تقسيم با فصول همواره مستوفى است و با غير فصول، غير مستوفى؟ هـ) آيا لازم است محمولى كه بر مقسم حمل مىشود، چه ذاتى باشد و چه غير ذاتى، اوّلى باشد؟ و) آيا در صورتى كه قسمت، اوّلى باشد، حتماً محمول هم اوّلى است؟ ز) و بالعكس آيا اگر محمول، اوّلى است، قسمت هم لزوماً اوّلى است؟
شيخ در بخش پايانى اين فصل، به اين سؤالات پاسخ مىدهد و جواب همه سؤالات را