شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٥ - ـ نسبت بين ذاتى و اوّلى
اولى است، توضيحش گذشت و به طور خلاصه به اين معنا بود كه محمول براى موضوعش بدون واسطه اعم يا اخص اثبات شود. امّا مقدمه اوليه آن است كه بديهى باشد و در تصديق احتياج به حد وسط نداشته باشد. محمولِ اوّلى ممكن است با چندين واسطه براى موضوع اثبات شود، بشرط اينكه واسطهها مساوى باشند. مثلا اثبات محمولِ تساوى با دو قائمه براى مثلث چندين واسطه دارد و لذا بديهى نيست ولى در عين حال، اين محمول براى مثلث، اوّلى است، چون واسطه اعمّى ندارد. كسانى كه مىگويند ذاتى باب برهان نبايد واسطه داشته باشد، ذاتى را با اوّلى خلط مىكنند. البته شيخ(رحمه الله) اشارهاى دارد كه گاهى معلّم اول و ديگران، معناى اوّلى را در ذاتى لحاظ مىكنند.
نکته
گاهى جنسِ يك عرض ذاتى هم براى معروض، عرض ذاتى است. مثلا زوجالزوج براى عدد، عرض ذاتى است و محمول اوّلى هم هست. همينطور جنسِ آن يعنى مفهوم زوج هم عرض ذاتى است براى عدد. عرض ذاتى ممكن است براى خود موضوع، ذاتى نباشد امّا براى جنس آن، ذاتى باشد مثل جنسِ زوج كه مفهوم «منقسم» است. توضيح آنكه: عددِ منقسم ممكن است فرد باشد و ممكن است زوج باشد. اگر منقسم به متساويين شود، زوج است و اگر منقسم به غير متساويين شود فرد است. به هر حال «منقسم» نسبت به عدد، عرض ذاتى نيست بلكه نسبت به جنسِ عدد كه كميت است ذاتى است، چون انقسام در مقادير هم يافت مىشود.
ـ نسبت بين ذاتى و اوّلى
يكى از مباحث مهم در كتاب برهان اين است كه چه نسبتى بين اوّلى و ذاتى برقرار است؟ آيا هر عرض ذاتى، اوّلى است يا هر اوّلى، عرض ذاتى است؟ آيا نسبت عام و خاص مطلق يا من وجه بين آنها برقرار است؟ مطلب ديگر اين است كه آيا لازمه اينكه مقدمات برهان اوّلى المحمول هستند اين است كه نتيجه برهان نيز اوّلى المحمول باشد؟ شيخ نخست اشاره مىكند به اينكه گاهى موضوع يك علم، از قبيل جواهر است مثل طبيعيات كه موضوعش، جسم طبيعى است، و موضوعاتِ مسائل اين علم، انواعى از جسم هستند مثل جسم جمادى، نباتى و حيوانى و... . حال اگر چيزى عرض ذاتى براى يكى از اين انواع باشد، جنسِ آن عرض هم