دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٣٢
| ابوعبدالله زنجانی جلد: ٥ شماره مقاله:٢٣٣٢ |
اَبوعَبْدُ اللهِ زَنْجاني، فرزند ميرزا نصرالله شيخ الاسلام (١٣٠٩ ـ جمادي
الآخر ١٣٦٠ق/ ١٨٩٢ ـ ژوئية ١٩٤١ م)، فقيه، مفسر، قرآن شناس و نويسندة برجستة معاصر
ايراني. او در زنجان در خانداني اهل علم و فتوا زاده شد. پدرش، ميرزا نصرالله، شيخ
الاسلام زنجان بود (مشار، ٢/٣٣٢٣). ابوعبدالله علوم متعارف زمان را در همان شهر
آموخت و در فلسفه و كلام و فلكيات، خاصه از ميرزا ابراهيم زنجاني فلكي، از شاگردان
برجستة ميرزا ابوالحسن جلوه، از ١٣٢٦ تا ١٣٢٩ ق بهره جست (مدرس، ٢/٣٨٤؛ مشكر، ٢٠١
ـ ٢٠٢). وي سپس براي ادامة تحصيل به تهران رفت، ولي اندكي بعد همراه برادر بزرگ تر
خود ميرزا فضل الله عزم نجف كرد و سالها نزد استادان و مجتهدان برجسته اي نظير سيد
محمد كاظم يزدي، سيد ابوالحسن اصفهاني،شيخ الشريعة اصفهاني، شيخ ضياء الدين عراقي
و ميرزا حسين نائيني به تحصيل علوم ديني پرداخت. در اواخر ١٣٣٨ ق پس از احراز درجة
اجتهاد به زنجان بازگشت (همو، ٢٠٢؛ قس: امين، ٢/٣٧٨) و مدتي بعد به حج رفت. وي در
همين سفر رهسپار سوريه، فلسطين و مصر شد و با دانشمندان آن نواحي ملاقات كرد و به
ايران بازگشت. در محرم ١٣٤٧ به عنوان اولين ايراني، به عضويت «المجمع العلمي
العربي» دمشق برگزيده شد و رسالة ورودي او با عنوان «الفيلسوف الفارسي الكبير،
صدرالدين الشيرازي» در مجلـة المجمع العربي به چاپ رسيد (نك : آثار). در اواخر
١٣٥٣ ق يا اوايل ١٣٥٤ ق دوباره به كشورهاي عربي رفت و در مصر با استقبال دانشمندان
آن ديار روبه رو شد و طي سخنرانيهايي در الازهر مسلمانان را به اتحاد فرا خواند
(مدرس، امين، همانجاها؛ مشكور، ٢٠٢، ٢٠٣). سپس به ايران بازگشت و مدت ٤ سال تا ١٣٥٨
ق در دانشكدة معقول و منقول و يك سال در دانشسراي عالي به تدريس تفسير و فلسفه
پرداخت، اما به سبب سكتة قلبي به زنجان رفت و همانجا سكني گزيد تا درگذشت (مدرس،
همانجا). ابوعبدالله زنجاني از كساني چون سيد حسن صدرعاملي، سيد محمود شكري آلوسي و
سيد محمد بدرالدين مغربي محدث دمشقي اجازة روايت داشت (امين، همانجا) و طي سالها
تحقيق و تأليف و تدريس، مجموعة بسيار نفيسي از كتب خطي و چاپ گرد آورد (اقبال، ١٣؛
نعمه،٤٢٧؛ صفا، ١/٣٤٦) كه پس از مرگش، كتابخانة مجلس شوراي ملي آن را خريداري كرد
(مشكور.٢٠١). برادر او ميرزا فضل الله نيز از دانشمندان برجسته و شيخ الاسلام زنجان
بود.
آثار: ابوعبدالله كتابها و رساله ها و مقالات متعددي در زمينه هاي فلسفي و ديني و
اجتماعي نوشت يا ترجمه كرد كه بسياري از آنها چاپ و منتشر شده است. اين آثار
عبارتند از: الافكار، به زبان عربي در عقايد اسلامي (مدرس، همانجا)؛ الاسلام و
الاروبيون، رساله اي مختصر در دعوت مسلمانان به اتحاد و استقلال (مشكور، ٢٠٥)؛ اصول
القرآن الاجتماعيـة، به عربي (مدرس، همانجا)؛ اندرز ارسطو به اسكندر، كه آن را از
عربي به فارسي ترجمه كرد و در مجلة دانشكدة ادبيات دانشگاه تهران (س ١٧، شم ٣ و ٤)
منتشر شده است؛ تاريخ القرآن، به عربي كه معروف ترين اثر ابوعبدالله زنجاني است و
بارها در تهران، تبريز و قاهره با مقدمة احمد امين به چاپ رسيده است. ترجمة فارسي
اين كتاب نيز توسط ابوالقاسم سحاب در ١٣١٧ ش در تهران منتشر شد. اين كتاب از مآخذ
مهم نويسندگان پس از عبدالله در زمينة تاريخ و تحقيقات قرآني است و برخي از كساني
كه در اين موضوعات آثاري پديد آوردند، به آن كتاب استناد جسته اند (مثلاً شاهين،
٧٨، ٧٩؛ صغير، ٥٢، ٥٩ ـ ٩٦؛ راميار، ٧١٧)؛ «توضيحاتي راجع به عين القضاة همداني»،
مقاله اي است به فارسي كه در مجلة يادگار (س ٣، شم ٤) منتشر شد؛ درين الفطرة، به
فارسي (مدرس، هماجا)؛ رسالـة في التصوف (كحاله، ٦/١٥٩)؛ رسالـة في قاعدة فلسفيـة
اغريقيـة الاصل: الواحد لا يصدر عنه الا الواحد (امين، همانجا)؛ رسالـة في الزوم
الحجاب يا فلسفة حجاب، به فارسي كه در ١٣٠٢ ش در نجف چاپ شد؛ زندگاني محمد (ص)،
ترجمه از كتاب الابطال (= قهرمانان ) نوشتة توماس كارلايل. اين كتاب چندين بار و از
جمله در ١٣١٢ ش در تبريز چاپ شد؛ سر انتشار اسلام، به فارسي (مدرس، همانجا)؛ بقاء
النفس بعد فناء الجسد. اصل اين اثر از خواجه نصير الدين طوسي است و ابوعبدالله
زنجاني شرحي بر آن نوشته است. اين كتاب كه در ١٣٤٠ ق نوشته شده بود، در ١٣٤٣ ق در
قاهره به چاپ رسيد (واعظ، «يد»؛ مجلـة المجمع العلمي، ٤(١٠)/٥٢٨)؛ طهارة اهل
الكتاب، كه گويا سخنراني ابوعبدالله به عربي بوده (مشكور، ٢٠٤) و در ١٣٤٥ ق در
بغداد چاپ و منتشر شده است؛ عظمت حسين بن علي (ع) به فارسي كه چندين بار در تبريز
انتشار يافته است؛ الفيلسوف الفارسي الكبير، صدرالدين الشيرازي، به عربي كه در
مجلـة المجمع العلمي العربي (س ١٩٢٩، ١٩٣٠ م، شم ٩ و ١٠) چاپ شده است:
نورالمنابر، گردآوري شده از كتب مقاتل، به فارسي كه در ١٣١٢ ش در تهران به چاپ
رسيده است. مقالات متعددي نيز از او در مجله هاي الزهراء مصر و لغـة العرب بغداد
منتشر شده است (واعظ، «يه»). ابوعبدالله همچنين بر مقالة «اسراء» چاپ اول «دائرة
المعارف اسلام » حواشي و توضيحاتي نوشت كه در ترجمة عربي آن (دائرة المعارف
الاسلاميـة، ٢/١٠٧ ـ ١١٠) چاپ شده است. براي فهرست مقالات و ديگر آثار او مي توان
به مشكور (ص ٢٠٥، ٢٠٦) و عواد (١/١٧٩، ١٩٤، ٢١٨) مراجعه كرد.
مآخذ: اقبال آشتياني، عباس، خاندان نوبختي، تهران، ١٣١١ ش؛ امين، محسن، اعيان
الشيعـة، به كوشش حسن امين، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣ م؛ دائرة المعارف الاسلاميـة،
ترجمة ابراهيم زكي خورشيد و ديگران، قاهره، ١٣٥٢ق/ ١٩٣٣ م؛ راميار، محمود، تاريخ
قرآن، تهران، ١٣٦٢ ش؛ شاهين، عبدالصبور، تاريخ القرآن، قاهره، ١٩٦٦ م؛ صغير، محمد
حسين علي، تاريخ القرآن، بيروت،١٤٠٣ ق؛ صفا، ذبيح الله،تاريخ علوم عقلي، تهران،
١٣٣٦ ش؛ عواد، كوركيس، فهارس المخطوطات العربيـة في العالم، كويت، معهد المخطوطات،
العربيـة؛ كحاله، عمر رضا، معجم المؤلفين، بيروت، ١٣٥٧ ق؛ مجلـة المجمع العلمي
العربي، دمشق، ١٩٢٤ م؛ مدرس، محمد علي، ريحانـة الادب، تبريز، ١٣٤٧ ش؛ مشار،
خانبابا، فهرست كتابهاي چاپي فارسي، تهران، ١٣٥٢ ش؛ مشكور، محمد جواد، «الشيخ ابو
عبدالله الزنجاني»، مجلـة مجمع اللغـة العربيـة، دمشق، ١٣٩٨ ق/١٩٧٨ م، ج ٥٣،
شم ١؛ نعمه، شيخ عبدالله، فلاسفة شيعه، ترجمة سيد جعفر غضبان، تهران، ١٣٦٧ ش؛ واعظ
چرندابي، عباسعلي، مقدمه بر زندگاني محمد (ص)، توماس كارلايل، ترجمة ابوعبدالله
زنجاني، تبريز، ١٣٣٠ ش.
سيد جعفر سجادي