ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - با قرآن آشنا شويم و عاليترين فهم خود را در شناخت آن بكار بيندازيم و با نور قرآن بيماريهاى فكرى و روانى خود را شفا بدهيم و با اين آشنائى و شناخت و استشفاء در دلهاى خود بهار هميشگى به وجود بياوريم
( فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) [ البقرة آيه ٣٨ ] برسد كه ( براى آنان نه خوفى است و نه اندوهى ) اين مطلب در سورهء البقرة آيه ٦٢ و ١١٢ و ٢٦٢ و ٢٧٤ و ٢٧٧ و در سوره آل عمران آيه ١٧٠ و المائده آيه ٦٩ و الانعام آيه ٤٨ و الاعراف آيه ٣٥ و يونس آيه ٦٢ و الاحقاف آيه ١٣ نيز آمده است و از ديدگاه عرفان همان گونه كه ابن سينا مى گويد : العارفون المتزهون إذا وضع عنهم دنس [ درن ] مقارنة البدن و انفكَّوا عن الشّواغل خلصوا إلى عالم القدس و السّعادة و انتعشوا بالكمال الأعلى و حصلت لهم اللَّذّة العليا و قد عرفتها [١] ( عارفانى كه از آلودگىها تنزه يافتهاند ، هنگامى كه آلودگىهاى ناشى از اتصال به بدن از آنان مرتفع گشت و از اشتغالات مادى جدا شدند ، به عالم قدس و سعادت رها ميشوند و به وسيلهء دريافت كمال اعلا نعشه مى گردند و لذت اعلى براى آنان حاصل مى شود . ) اين گونه بهار بدون شك محصول صفا و تنزه و درخشش نور الهى است كه بذرهاى و علم آدم الاسماء را مى روياند و با آب حيات بخش ذكر خداوندى آنرا آبيارى مى نمايد و طراوت بهشتى در دل آدمى به وجود مى آورد و همهء اين عوامل و مقدمات و شرائط در آيات قرآن مجيد مطرح شده است . اين حقيقت را بايد اعتقاد كنيم كه اگر درون يك آدم با بذرها و نهالها و اشعهء خورشيد ربانى و چشمه سار و هواى حيات بخش حقائقى كه در قرآن آمده است نتواند درون خود را هميشه بهار بسازد ، درون چنين انسانى با هيچ تصور و تخيل و آرمان و علم و فلسفه بافى و جست و خيز و چشيدن لذائذ شهوات و خوراكها و مقام و شهرت و مال دنيا بهارى نخواهد يافت .
پيش از بيان مقدارى از آيات شريفه كه هر انسانى معانى آنها را واقعا بفهمد و آنها را از اعماق
[١] . الاشارات و التنبيهات - ابن سينا ج ٣ ص ٣٥٣ و ٣٥٤ النمط الثامن .