ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - احدى الحسنيين ( يا حيات با كرامت انسانى و يا شهادت در راه سعادت و فضيلت انسانى - الهى ) و پاسخ به مساوى قلمداد كردن شهادت و خود كشى
شده است ، در روايتهائى كه از پيامبر اكرم و أئمهء معصومين عليهم الصلاة و السلام با اسناد معتبر رسيده است ، عظمت و ضرورت نماز و حقيقت و لوازم و نتائج آن بيش از ديگر موضوعات اسلامى بيان شده است . در يكى از آيات شريفه چنين آمده است .
( وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ ) [ العنكبوت آيه ٤٥ ] ( و نماز را برپا دار ، زيرا نماز از زشتى و پليدى جلوگيرى مى نمايد . ) و در آيهء ديگر آمده است : ( إِنَّنِي أَنَا الله لا ) [١] مضامين اذكار و اشارات افعالى كه در حال نماز انجام مى گيرد ، نه تنها ما را در عالم معنى و ملكوت به سير و حركت و اميدارد ، بلكه با متوجه ساختن ما به ربوبيت و رحمانيت و رحيميت خداوند سبحان و مالكيت مطلق ، ( مخصوصا سرنوشت نهائى در يوم الدين ) و معبوديت و مستعان بودن و هادى و منعم و عظيم و اعلا بودن آن ذات اقدس را و هم جهان هستى را براى ما تفسير مى نمايد و هم خود ما را و آن گاه ما انسانها و جهان هستى را كه به جهت وابستگى به خدا موجودى معنىدار مى شويم ، متوجه به خدا مى سازد . اين دريافتهاى والا امواجى متنوع است كه از جان الهى ما سر مى كشند و راهى بارگاه خداوندى مى گردند .
آرى نماز است كه ما را با درك الهى بودن ارتباطات چهارگانه [ ارتباط ما با خدا ، ارتباط ما با خويشتن ، ارتباط ما با جهان هستى و ارتباط ما با انسانها ] ، در جريان ذكر الهى قرار مى دهد . انسانى كه چنين نمازى را انجام بدهد ، هرگز پيرامون فحشاء و منكر نمى گردد . آيا مى توان تصور نمود كه انسان پس از پيدا كردن نشانى
[١] . طه آيهء ١٤ .