ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٥ - همهء مردم در موضع مسئوليت در روز قيامت
با جملهء فريباى « ما فقط در بارهء انسانها مسئوليت داريم ، مسئوليت در بارهء خودمان را زير پا نيندازيم .
با جملهء فريباى « ما فقط در بارهء انسانها مسئوليت داريم ، مسئوليت در بارهء خودمان را زير پا نيندازيم .
اومانيسم ضد اومانيسم
اومانيسم ضد اومانيسم اين هم يك افراط شرم آور كه مى گويد : « همه اصالتها و ارزشها با انسان است » همهء ابعاد وجودى خود را از نيروهاى عضلانى گرفته تا قواى مغزى و عوامل بسيار با اهميت روانى ، در راه خدمت بانسانها و اصالتهاى آنان صرف كنيد و با قالب شعرى - < شعر > مى بخور ، منبر بسوزان ، مردم آزارى مكن < / شعر > و < شعر > عبادت بجز خدمت خلق نيست به تسبيح و سجاده و دلق نيست < / شعر > و < شعر > انبياء حرف حكيمانه زدند از پى نظم جهان چانه زدند < / شعر > اين مضمون كه با مقدارى از مباحث گسترده و اصطلاحات جالبتر اومانيسم دو قرن اخير را بازگو ميكند ، از مهمترين عوامل زدودن احساس بسيار شريف مسئوليت انسانها در بارهء خويشتن بوده است . اى كاش پرچمداران اين گونه تفكرات اين قدر مى فهميدند كه احساس مسئوليت در بارهء انسانها از نتائج بسيار عالى احساس مسئوليت انسان در بارهء خويشتن است .
چنانكه بارها گفتهايم توقع محبت براى انسانها از كسانى كه هنوز طعم محبت در بارهء خويشتن را نچشيدهاند ، مانند توقع باران از فضاى بىابر است آن مكتب اومانيسم ( اصالت انسان ) كه مى گويد : عاليترين هدف حيات و اساسىترين فعاليت عقل و نابترين دريافت وجدان عبارتست از آرمان مطلق تلقى كردن انسان ، پاسخى به اين سؤال حياتى نمى دهد كه « پس خود من چه » يعنى اين دستور را كه بمن مى دهى كه تو فقط در بارهء انسانها احساس مسئوليت كن ، تكليف خود من كه يك فرد از انسانها هستم چه مى شود ، آيا من در بارهء تكميل قواى مغزى و اصلاح ابعاد روانى و تهذيب اخلاق والاى انسانى ، مسئوليتى ندارم اگر پاسخ اين سؤال منفى باشد ، چنانكه پرچمداران مكتبهاى سر خوشى ( هدونيسم ) و اصالت اجتماعى افراطى و