ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٩ - معاد جسمانى است
( يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ . وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ ) [١] ( روزى كه آسمان مانند فلز ذوب شده و كوهها مانند پشم مى گردد . ) ( فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ . وَإِذَا السَّماءُ فُرِجَتْ . وَإِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ ) [٢] ( در آن هنگام كه ستارگان تيره و تار گشتند و آسمان از هم شكافت و كوهها از جاى خود كنده شدند . ) ( وَفُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً . وَسُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً ) [٣] .
١٣٧ ، ١٤٣ - و أخرج من فيها ، فجدّدهم بعد إخلاقهم ، و جمعهم بعد تفرّقهم ، ثمّ ميّزهم لما يريده من مسألتهم عن خفايا الأعمال و خبايا الأفعال ، و جعلهم فريقين : أنعم على هؤلاء و انتقم من هؤلاء ( و هر كسى را كه در زير زمين است بيرون بياورد ، و پس از پوساندن آنان تجديدشان نمايد و پس از پراكندگى آنان جمعشان كند . سپس آنان را از يكديگر جدا كند براى سؤال از اعمال مخفى و كردارهاى پنهانى كه انجام دادهاند و آنان را دو گروه مى نمايد به گروهى از آنان انعام فرمايد و از گروه ديگر انتقام بكشد . ) معاد جسمانى است .
معاد جسمانى يعنى محشور شدن بدن كه كالبد روح است با رجوع روح
[١] المعارج آيه ٨ و ٩ .
[٢] المرسلات آيه ٨ تا ١٠ .
[٣] النبأ آيه ١٩ و ٢٠ .