ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٣ - ارتباط آزاد با اموال و امتيازات و مقامات اين دنيا ، خود مانع گسترش ١٧١ من ١٨٧ به بيش از منطقهء ضرورتها از امور مزبوره ميباشد
ديدگان آن احمق از مجراى رخسارش به همان كاسهء سفالين سرازير كند كه اگر قطره اى از آن را در راه شناخت دردهاى خود و انسانهاى جامعه اش مى ريخت و با اخلاص و كوشش جدى به جستجوى درمان آنها مى پرداخت ، به تقليل دردها و پيدا كردن درمانها موفق مى گشت . خلاصه بحث و گفتگو در اين كه ما با امور دنيوى چه مقدار و چگونه ارتباط برقرار كنيم در اين كرهء خاكى و با تفكر و تعقل اين انسانها به جائى نخواهد رسيد ، مگر اين كه مبنا و بنياد يا علل اوليهء ارتباطهائى را كه با امور دنيوى برقرار مى كنيم ، به دست بياوريم ، اگر در اين مسأله درست بينديشيم و بخيالات و وساوس ذهنى تكيه نكنيم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه مبنا و بنياديا علل اوليهء اين ارتباطها يا ضرورتهاى مادى و معنوى است و يا مى خواهمها به طور عموم . اگر ضرورتها را اصل قرار بدهيم ، بدانجهت كه ملاك ضرورتها بدست آوردن امكانات حركت شخصيت آدمى در مسير حيات معقول در طلب شايستگيها و كمال ميباشد ، لذا به وجود آوردن ارتباط آزاد با امور دنيوى لزوم پيدا مى كند و در نتيجه گسترش ارتباط شخصيت با امور دنيوى محدودتر مى گردد و همان طور كه در منابع معتبر اسلامى آمده است ، با كفايت كردن يك فرش براى زندگى ، شخصيت را براى بدست آوردن فرش دوم ، تنزل نمى دهد ، زيرا ميداند همان گونه كه امير المؤمنين عليه السلام در جملات مورد تفسير مى فرمايد « هر كس كه به تكاثر امتيازات اين دنيا مبتلا گشت ، بر عوامل هلاك خويشتن افزود و سپس در اندك زمانى هم از وى جدا گشت . » و اگر مى خواهمها را مبنا و بنياد و علت قرار بدهيم ، به اين معنى كه بگويم : « هرچه را خواستم اگر قدرت داشته باشم بايد با آن شيء ارتباط » از آن من « برقرار كنم در اين صورت است كه هويت شخصيت مانند مادهء مايع خواهد گشت كه تعين آن وابسته به ظرف است و اگر در سطح زمين باشد هر طرف كه نشيب است به آن طرف سرازير مى گردد .
اگر بخواهيم تشبيه ما در اين مورد تا حدودى كاملتر باشد بايد مقدارى آب را تصور كنيم كه در سطح زمين به جريان مى افتد و به طرف نشيب سرازير مى گردد و آن نشيب داراى موادى مانند خاك و آرد و انواعى از پودرها است كه آب را به خود جذب مى كنند و به صورت گل و خميرهائى متنوع در مى آيند و بدين ترتيب آب تعين مشخص خود را از دست مى دهد .