الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٢ - احتجاج امام صادق ع بر زنديق
ايشان بچه كيفيّت و عنوان است و بعد از موت ملاقات بچه كسان و بچه چيز از أهوال و أفزاع آن جهان نمودند و با ايشان چه نوع سلوك كردند اگر چنين مىشد هر آينه مردمان بىشبهه و گمان عمل بيقين ميكردند و از ضماير ايشان شكّ مضمحلّ و از دلهاى خلايق رين غلّ بر طرف شدى .
حضرت ولىّ عزّ و جلّ امام جعفر الصّادق عليه السّلام فرمود كه اين مقاله تو قول منكران رسل و تكذيبكنندگان أنبياى لم يزل است كه آن جماعت به تصديق أنبياء و رسل باخبار از خداى عزّ و جلّ و بساير ما جاء به النّبىّ ننمايند و گويند كه خداى منّان در كتاب خود قرآن لازم الاذعان و غيره بر لسان أنبياء و رسولان حال آنكه از ما وفات يافته بيان و عيان گردانيد .
آيا هيچ أحدى از خلق از حضرت حقّ تعالى و تقدّس و از رسول ايزد خالق أصدق در قول و فعل هست چنانچه بأمر و حكم خداى تبارك و تعالى از أموات جمعى بسيار بدنيا مراجعت نمودند .
از آن جمله أصحاب كهف عبارتست از غار جبل بتاخلوص قريب به شهر افسوس و آن جمعى از خداپرستان بودند كه از دست آن ظالم پرفسوس - مدّعى الوهيّت گريخته پناه بآن غار بارشاد و ايزد غفّار بردند و بواسطهء شهرة آن حكايت احتياج ببيان آن نيست .
خلاصهء سخن آنكه آن طايفه را حضرت مهيمن سيصد و نه سال بعد از آن كه ايشان را ميرانيد در أيّام زمان قوم كه منكر بعث و نشور بودند زنده ، و مبعوث گردانيد تا قطع حجّت آن جماعت كند و قدرت خود بر ايشان ظاهر گرداند تا بدانند كه بعث و نشور حقّ است .
و نيز خداى عزيز ارميا نبىّ عليه السّلام را كه نظر بسوى خرابى بيت -