الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٥ - احتجاج امام صادق ع بر زنديق
و به تناكح و تناسل از ايشان خلق بيشمار موجود و آشكار شدند .
و نيز حضرت ربّ العزّت بر جمعى كه با موسى ( ع ) كليم عليه السّلام به ميقاتگاه حضرت اله بيرون رفتند و چون بآن محلّ موعود حضرت عزّ و جلّ رسيدند * ( فَقالُوا أَرِنَا الله جَهْرَةً ) * گفتند يا موسى تا خداى تعالى را بما بيّن و آشكارا ننمائى ما ايمان بخداى تعالى و اقرار به نبوّت شما نمىآريم ، الله تعالى به أخذ صاعقه آن طايفه را ميرانيد و بالتماس موسى عليه السّلام آن جماعت را زنده گردانيد .
زنديق گفت : مرا خبر ده از آن كسى كه قايل بتناسخ أرواح است در چه وجه قايل باين قول نامعقول گشتند و كدام حجّت بر مذهب خود اقامت نمودند ؟
حضرت أبى عبد الله عليه السّلام فرمود كه : أصحاب تناسخ و اين جمعى ناسپاس در ناسخ منهاج دين و مسالك طرق و آئين را پسى پشت انداختند و شيوهء نامرضيّهء ضلالت را براى نفس خويش مزيّن ساختند و نفسهاى خود را ممتزج بشهوات گردانيدند و زعم ايشان چنانست كه آسمان خاليست از آنچه صفت و بيان وجود آن در آسمان ميكنند و مدبّر اين علم بصورت مخلوقين است بحجّت و برهان آنكه روايت است كه حضرت قادر عالم آدم صلَّى الله عليه و سلَّم را بصورت خود خلق و ايجاد نمود و ايزد جبّار را جنّت و نار و بعث و نشور روز حساب و شما راست و قيامت در نزد أرباب تناسخ بىرويّت عبارت از خروج روح از قالب و ولوج در قالب ديگر است اگر در قالب أوّل محسن و پسنديدهء عزّ و جلّ بود اعادهء او در قالب ديگر كه أفضل و أكمل است از قالب أوّل كه در حسن در أعلا درجهء دنيا بود گردد .