الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٠ - احتجاج امام صادق ع بر زنديق
منقطع نگشته سؤال كند .
و گاه بنده تا بر آن حضرت ايزد منّان طلب نمايد در زمان كه تقاطر مطرود آن أثر مصلح و درخور نيست لهذا واحد أكبر دعاى او را باجابت مؤخّر گرداند زيرا كه سميع بصير بتدبير آنچه خلق و ايجاد براى خلايق كبير و صغير و مانند آن گردانيد أعلم و أعرف بآنست و اين بسيار قريبست بفهم اين را نيكو فراگير زنديق گفت : أيّها الحكيم مرا خبر ده كه چرا از آسمان بزمين نزول نكنند و از زمين بآسمان هيچ بشر صعود و عروج ننمايد و هيچ مسلك و طريق از زمين بسوى آسمان بتحقيق نيست و اگر بندهء ايزد أكبر در تمامى عمر خود در همه دهر يك بار از جمعى بشريكى را كه بآسمان مسافر گشته صعود نمايد و بعد از آن هر كه از آنجا هبوط و نزول فرمايد نظر و مشاهده افكند هر آينه اين براى اثبات ربوبيّت ربّ العزّت أثبت و براى نفى شكّ أقوى و از جهت تعيين أجدر و أحرى است زيرا كه هر گاه چنين شود معلوم هر بندهء واهب أكبر كه عالم و قادر بر تدبير و تفكَّر باشند بعد از تعمّق نظر و تصوّر از روى فراست و تدبير بر او بيّن و ظاهر گردد كه در آنجا مدبّرى است كه تقاعد هر أحد بسوى آن - واجب الوجود واحد است كه هر هابط و نازل از پيش او هبوط و نزول فرمايند .
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام بعد از استماع كلام آن زنديق منافق گفت : بدرستى و راستى تمامى و همگى آنچه تو در زمين از تدبير ربّ العالمين ادراك نمائى همه آن منزل از آسمانست و از آنجا بيّن و ظاهر گردد .
آيا نمىبينى آفتاب كه نور نهار و قوام دنيا و اعتبار از او برد وام و آشكار