الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٣ - احتجاج على بن الحسين ع بر مرد قرشى
بنا بر آن آدم ( ع ) تزويج هر يك ايشان بنوعى كه قرعه بنام آنها بر آمده بود نمود و بعد از آن حضرت ايزد منّان نكاح أخوات به برادران در جميع شرع و أديان حرام فرمود .
آن مرد قريشى بحضرت امام زين العابدين ( ع ) گفت : أولاد ايشان كه در آن زمان بهم رسيده باشند حلال زاده باشند ؟
حضرت امام علىّ بن الحسين ( ع ) فرمود : بلى حلالزادهاند .
پس آنگاه قريشى گفت : يا بن رسول الله ( ص ) اين فعل اليوم عمل مجوس است ؟
آن حضرت ( ع ) فرمود كه : بعد از آنكه خداى معبود آن فعل را حرام نمود و از ارتكاب آن منع فرمود آنگاه آن طايفه مرتكب آن شدند .
پس آنگاه علىّ بن الحسين عليه السّلام فرمود كه : منكر اين نشوى زيرا كه اين شرايع جارى شد ، نه حضرت ايزد مجيد حوّا را از پهلوى آدم موجود و پديد نموده زوجه و محلَّله او گردانيد .
پس اين پيشتر در شريعت آدم ( ع ) أبو البشر جايز و مستمرّ بود بعد از آن حضرت ايزد داور او را آن را حرام گردانيد .
مرويست كه عبّاد بصرى در طريق مكَّه معظَّمه زادها الله شرفا و تعظيما الى يوم القيامة ملاقات و دريافت شرف خدمت علىّ بن الحسين عليه السّلام نمود و گفت :
يا علىّ بن الحسين ( ع ) ترك صعوبت جهاد با كفرهء لئام نموده اقبال و توجّه بشغل آسان حجّ بيت الله الحرام فرمودى و حال آنكه حضرت عزّ و جلّ بحضرت خاتم الرّسل در قرآن منزل گردانيد كه :