الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨١ - ذكردر بيان احتجاج علىّ بن الحسين ( ع ) بر يزيد در آن هنگام كه داخل دار الملام شام شد
بالا از مقام سدرة المنتهى گذشته بمكان * ( قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ) * برسيد و جواب شنيد آنچه بأمر و حكم ايزد مجيد ازو پرسيد و بواسطهء تكميل سكنهء خاك بفرمان خالق الأفلاك مراجعت فرمود و تا بود ارشاد و هدايت أهل كفر و ضلالت نمود چون اين كلام بأهل شام رسيد فرياد و فغان و گريهء ايشان بلند گرديد و كار بجائى رسيد كه يزيد ترسيد كه او را از معقد حكومت و مسند ايالت منقطع گردد بمؤذّن فرمود كه : اذان گوئى تا مردم بنماز جمع گردند چون مؤذّن فرمود كه الله أكبر الله أكبر .
حضرت علىّ بن الحسين ( ع ) بر همان منبر نشستند ، باز چون مؤذّن گفت :
أشهد أن لا اله الَّا الله و أشهد أنّ محمّدا رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم .
علىّ بن الحسين ( ع ) بگريست .
پس آنگاه بجانب يزيد نگريست و فرمود يا يزيد آيا اين محمّد پدر تو است يا پدر من ؟
يزيد گفت : پدر تست ، امّا از منبر فروز آئيد .
حضرت علىّ بن الحسين ( ع ) فروز آمده بناحيهء در مسجد مقرّ گزيد در آن أثنا مرد مكحول كه مصاحب رسول ايزد واهب بود بنزد آن حضرت حاضر گرديد چون چشم او بر امام زين العابدين عليه السّلام افتاد گفت :
يا بن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم امشب را چون بروز آوردى ؟
حضرت علىّ بن الحسين عليه السّلام فرمود كه : چنانچه بنى اسرائيل در ميان قبطيان كه ذبح و قتل پسران ايشان مينمودند و دست بر شكم زنان