فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٤١ - ز
انديشه پىبرد چنانكه توانا نباشد و يا بحدس بيابد اگر توانا بود اولى در مثل همچون شجره زيتونه و دومى مانند خود زيت است و نفس را درين پله در هر دو صورت عقل با ملكه خوانند و مانند زجاجه باشد و اما نفس بزرگوارى كه داراى قوت قدسيه شود «يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ» درباره وى راست آيد ازين مرتبه گذشته نفس را قوتى باشد و كمالى و همانا كمال اين باشد كه نفس معقولات را بالفعل به بيند در حالى كه در ذهن همچون «نُورٌ عَلى نُورٍ» باشد اما قوت پس اين باشد كه معقولى را كه نفس بيشتر اندوخته و از اندوختن آن دست كشيده هر گاه بخواهد بىآنكه به اندوختن تازه حاجت باشد او را حاجت باشد او را حاضر و مشاهده كند و اين قوت كه گويا به خود روشن است مصباح را ماند، آن كمال را عقل مستفاد و اين قوت را عقل بالفعل نامند و آنكه جان را بر اين مراتب گذر ميدهد و از عقل بالملكه به عقل بالفعل و از عقل هيولانى به عقل بالملكه ميرساند او عقل فعال است و در مثل مانند نار بود.
فِكر و حَدس
فرق بين فكر و حدس بنا بر آنچه ابن- سينا گويد فكر عبارت از حركت نفس است در معانى كه با كمك تخيل در اغلب اوقات انجام ميشود كه از راه آن حد وسط در قياسات يافته شود و ازين روى انسان به كشف مجهولات دست يابد و بالاخره از راه فكر ترتيب قياس شود و از مبادى و مقدمات مرتبه و معلومات بديهى به مكتسبات مجهولات ميرسد.
لكن حدس حد وسط را بدون ترتيب مقدمات و مبادى بطور دفعى در ذهن متمثل نمايد حال بدنبال شوق يا طلب باشد و بدون حركت و يا بدون اشتياق و حركت باشد يعنى نه بدنبال شوق و حركت بود و يا بدنبال شوق باشد لكن بدون حركت و طلب بدشوارى و بعبارت ديگر به محض توجه حد وسط را يافته و به مطلوب كه همان كشف مجهولات است دست مييابد و گفته شده است در حدس نخست حد اوسط حاصل شود و سپس به مطلوب رسد و آن دو گونه است يا مقرون به شوق است كه شعور به مطلوب مقدم بر شعور بحد اوسط است و يا غير مقرون با شوق است.
قُوَّتِ قُدسيَّه
در توضيح قوت قدسيه آمده است كه حدس و فكر را مراتبى است از جهت رسيدن به مطلوب هم از لحاظ كمى و هم از لحاظ كيفى.
از لحاظ كيفى اين مراتب در جهت سرعت در دريافت و كندى آن مىباشد باين معنى كه نيل به مطلوب گاه با سرعت بسيار بود و گاه با سرعت كمتر و كمتر بر حسب مراتب و مدارج سرعت و گاه با كندى بسيار و گاه با كندى كمتر و كمتر بر حسب مدارج آن و بنا بر اين مراتب كيفى منظور سرعت و كندى حركت فكر است در جهت نيل به مطلوب.
و مراتب كمى كه در حدس زيادتر است بر اساس مقدار دريافت است و استعدادى كه هر نفس صاحب قوت قدسيه در دريافت معقولات دارد كه كما مراتب و مدارج دارد بعضى از نفوس بسيارى از حقايق را با قوت قدسيه موهبتى اندر يابد و بعضى كمتر و