فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٨٠٠ - خ
انسانها كه يا از راه غلبه و مغلبت بدست آيد و يا بواسطه خدعه و نيرنگ و مطارده باين كه مثلا انسان در ظاهر توهم كند كه مقصد و هدف آن طرف چيز ديگرى بود غير از آنچه در واقع و بالحقيقه مقصد او است و از اين جهت او نه مورد ترس مردم واقع شود و نه كسى از او دورى و پرهيز كند و نه كسى در صدد منازعت با او بر آيد و در نتيجه براحتى بر هدف و مقصد خود نائل شود.
پس آن كسى كه باينگونه امور متوسل مىشود و بر آنها مواظبت و مداومت مىنمايد در هر زمانى كه باشد اين كارها را بخاطر آن انجام مىدهد كه به هدف و غرض ديگرى نائل شود كه همه اين امور را وسيله رسيدن بآن قرار داده است.
و آن عبارت از قيام باين امور بود در ظاهر بخاطر نيل بيكى از اين خيرات يا همه آنها و نيز بنزد مردم مغبوط، بهرمند صاحب كياست و دانش و معرفت بود و بالاخره بنزد مردم جليل، عظيم ممدوح باشد و هر گاه كسى اين گونه كارها را لذاته و نه براى نيل باين خيرات انجام دهد بنزد مردم مخدوع، مغرور، شقى، احمق، بىخرد، نادان به بهره خود، خوار و بىارزش و مذموم بود، جز اينكه بسيارى از مردم از باب سخريه و استهزاء او را مدح و ستايش كنند و بعضى ديگر او را در جهت منافع خود تقويت كنند يعنى از اين جهت كه در هيچ خيرى از خيرات مزاحم او نشود سهل است بلكه همه را رها كند تا اينكه به سهم او و ديگرى فزوده گردد. بعضى ديگر طريقت و مذهب او را از جهت ترس از اينكه كسانى كه بر طريقت مذهب او نمىباشند منافع آنها را بربايند و سلب كنند او را ستايش ميكنند.
و قومى ديگر از اين جهت او را تمجيد و ستايش مىكنند كه خود نيز بمانند او مغرور و فريب خوردهاند پس اين گونه از آراء و آرائى ديگر نظير اينها عبارت از آراء و عقايد مدينههاى جاهليه بود كه از راه مشاهده حالات موجودات طبيعى عالم ناشى شده و در نفوس بسيارى از مردم متمكن و واقع شده است.
پس هر گاه خيراتى كه بخاطر آنها متوسل به غلبه و اعمال زور شدهاند بدست آمد [و حاصل شد] بايد نگهدارى شده و هم دوام يابد و هم متزايد شود و اگر چنين نشود در اندك مدت از دست برود و تمام شود. درين باب گروهى معتقدند كه بايد هميشه همه آنان طالب مغالبت و اعمال زور بر ديگران باشند و هر زمانى كه بر طايفه غلبه يافتند فورا بايد متوجه به طايفه ديگر شوند [در صد غالب آمدن بر آنها باشند] گروهى ديگر معتقدند كه اين اموال بايد بدو راه گسترش يافته متزايد شود يكى از طرف خودشان و ديگر از طرف غير، پس از اين دو راه هم اموال موجود را نگهدارى كرده و هم بدان مىافزايند. اما از طريق خود ناچار از راه معاملات ارادى بين خود اين كار را انجام ميدهند مانند خريد و فروش و معاوضات و ساير امور ديگر و اما از ناحيه غير پس بواسطه غلبه و اعمال زور.
دسته ديگر معتقدند كه اين تزايد اموال از هر دو راه بايد حاصل شود (رجوع شود به ترجمه