فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٨٨ - خ
بعضى از ارباب مذاهب فاسده قطعآور بودن خبر متواتر را منكر شده و گفتهاند كه خبر، خواه واحد و خواه متواتر باشد بالاخره محتمل الصدق و الكذب است و هرگز نمىتواند در مستمعين توليد قطع كند- لكن اين گفته مخالف حس است چه آنكه ما با البداهه مىبينيم كه خبر همين كه بحد تواتر رسيد طبعا در ما افاده قطع ميكند- كما اينكه ما مثلا بوجود بلاد بعيده و جزائر دور افتاده يقين داريم و اين يقين بلا ترديد مولود اخبار جماعتى است كه متواترا وجود آنها را براى ما نقل كردهاند و همچنين ما قاطع هستيم كه فلان واقعه بوقوع پيوسته و اين قطع نيز از اتفاق مورخين و تواتر اخبار آنان پديد آمده است- پس خبر متواتر بذاته قطعآور و بهمين جهت در مذهب ما حجت ميباشد.
و بهر حال متواتر بر دو قسم است متواتر لفظى- متواتر معنوى.
الف- متواتر لفظى: هرگاه تواتر در لفظ حديث باشد يعنى حديث مزبور بوسيله كل رواة بيك لفظ و بيك عبارت نقل شده باشد در اين صورت آن را متواتر باللفظ يا لفظى نامند مانند حديث معروف الاعمال بالنيات كه همه رواة آن را بلفظ واحد روايت كردهاند.
ب- متواتر معنوى: هر گاه اخبار متكثر و مختلف باشند لكن هر يك از آنها مشتمل بر معنائى باشد كه آن معنى قدر مشترك بين الكل باشد. در اين صورت آن اخبار را كه در آن قدر مشترك متواتر شدهاند متواتر بالمعنى گويند.
مثلا راجع بحاتم طائى كه در ميان قبائل عرب بسخاوت مشهور ميباشد اخبار مختلفى وارد شده كه يكى از بخشش وى نسبت بزيد و ديگرى از بذل مالى به عمرو و سومى از اهداء هداياى كثيره به بكر و هكذا ... حكايت ميكنند و اين اخبار هر چند نسبت بفرد فرد وقايع مزبوره متواتر نيستند ولى چون مشتركا بسخاوتمندى حاتم دلالت ميكند لذا آن اخبار نسبت بآن قدر مشترك متواتر بالمعنى ميباشند.
براى اينكه خبر متواتر افاده علم كند محتاج باجتماع شرائطى است كه بعضى از آنها متعلق بمخبرين و بعضى ديگر مختص بمستمعين ميباشد.
الف- شرايط متعلقه بمخبرين:
١- مخبرين از حيث عده نفرات بايد بحدى برسند كه تبانيشان بر كذب عادتا ممتنع باشد.
٢- بلوغ بحد مزبور بايد در تمام طبقات مخبرين رعايت شود يعنى اگر خبر متواتر، با چندين واسطه بما رسيده باشد- در اين صورت هر يك از طبقاتى كه واسطه روايت بودهاند بايد از حيث عده نفرات بحد نصاب مزبور بالغ شود. بنا بر اين مثلا اگر عده رواة طبقه اول در حدود نصاب بوده ولى عده طبقه دوم و يا سوم كمتر از حد نصاب باشند در اين صورت آن خبر- خبر متواتر محسوب نشده و ايجاد قطع نخواهد كرد.
٣- علم آنان مستند بحس باشد يعنى آنچه را كه ديده و يا شنيدهاند روايت كنند.
بنا بر اين نقل مسائل عقليه مانند حدوث عالم يا قدم آن و لو اينكه بسر حد تواتر هم برسد