فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٤٩ - نكته
معناى لغوى شود يا عرفى و اگر هم او را معناى عرفى بود و هم لغوى در اينجا بحث است كه اگر عرف متشرعه باشد شارع آن لفظ را از معنى لغوى خود خلع كرده است و در معنى عرفى خودش بطور حقيقت استعمال كرده است يا نه بلكه استعمال- شارع در اصطلاح خاص خود بطور مجاز است و آيا عرف عام مقدم است يا عرف شرع و يا معناى لغوى مقدم است و بالجمله ميدانيم كه الفاظى را شارع در معانى مستحدثه بكار برده است به نحوى كه در اين معانى بسر حد حقيقت رسيده است مانند «صلاة» در اركان مخصوصه و «صوم» در امساك خاص در اينجا سخنى است كه آيا شارع اين گونه الفاظ را از معانى اوليه خود خلع كرده است و در معانى مستحدثه خود بكار برده است يا آنكه تنها شارع براى افاده مقصود خود از اين الفاظ بطور مجاز استفاده كرده است و با قرائن و شكى نيست در اينكه پس از ظهور اسلام تصرفاتى در لغات عربى بعمل آمد و شارع (ص) واژههايى را كه قبلا بمعانى و ضعيه خود اختصاص داشته. در احكام و عبادات خاصه كه جزو شريعت اسلام بودهاند بكار برده است مثلا لفظ صلاة كه قبلا بمعنى دعا بوده بعدا در لسان شرع در مقابل عبادت مخصوصه كه داراى اركان و ركعات خاصه است استعمال گرديده و يا لفظ زكاة كه قبلا بمعنى نمو بوده در مقابل اداى مال مخصوص و يا كلمه حج كه در لغت بمعنى مطلق قصد بوده در مقابل مناسك مخصوصه بكار برده شده است، ولى آيا اين استعمالها بطريق حقيقت صورت گرفته يا مجاز؟ يعنى شارع اسلام اين الفاظ را از معانى اصليه خود نقل و در مقابل معانى جديده وضع نموده است؟ يا بدون اينكه آنها را از معانى اصليه منتزع سازد مجازا و با ضم قرينه صارفه در معانى جديده استعمال كرده است؟
بديهى است در صورت اول وجود حقيقت شرعيه ثابت شده و دلالت آن الفاظ بمعانى جديده بطريق حقيقت شرعيه بوده ولى در صورت دوم حقيقت شرعيه منتفى و دلالت آنها بر معانى جديده من باب مجاز خواهد بود.
كه با امارات مقاصد خود را فهمانده است و در اثر كثرت استعمالات بجائى رسيده است كه ديگر نيازى به قرينه نبوده است و حقيقت ثانويه شده است.
ثمره اين نزاع در صورتى ظاهر ميگردد كه در كلام شارع يكى از آن الفاظ بدون انضمام بقرينه يافت شود در اين صورت به عقيده اشخاصى كه قائل بوجود حقيقت شرعيه هستند لفظ مزبور بر معناى شرعى و بعقيده منكرين وجود حقيقت شرعيه بر معناى لغوى حمل ميگردد.
لكن ضمنا بايد دانست كه محل نزاع در اين مبحث فقط استعمالات شارع ميباشد نه استعمالهاى اهل شرع- زيرا اين نكته مسلم است كه الفاظ مزبوره پس از زمان شارع اسلام در نتيجه كثرت استعمال ميان اهل شرع طورى با معانى شرعيه تطبيق گرديده و در آنها شهرت يافتهاند كه اكنون بدون وجود قرينه بر آنها دلالت مينمايند بنا بر اين آنچه كه در اين مبحث محل نزاع ميباشد استعمالهاى بدون قرينه شارع و معاصرين شارع ميباشد نه استعمالهاى