فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٣٤١ - ع
ميشود خطا است و يا آنكه اصل فعل را از روى قصد انجام ميدهد لكن قصد عمل جنايت نمىكند در اين صورت هم خطا است مثل كسى كه تيرى بطرف شكارى رها كند و بانسان اصابت كند و او راع بكشد و اگر قصد جنايت هم كند و مقدمات طورى باشد كه غالبا منتهى به جنايت نشود شبه عمد است.
(از قواعد شهيد ص ١٥٧)
عَمَدِ مَعنَوى
- (عرفانى) كنايت از قلب و روح است كه حقيقت انسان كامل است. رجوع بانسان كامل.
عَمرَويَّه
- فرقه از معتزلهاند كه در احكام و اعتقادات مانند و اصليهاند و ياران عمرو بن عبيداند كه از راويان حديث بود و بزهد معروف.
(از مختصر الفرق ص ١٠٠)
عُمرَة
- (اصطلاح فقهى) و عمرة نام است اعمال مخصوص را كه حاج بايد در مكه انجام دهد اعمال عمره عبارت است از احرام، طواف، سعى و تقصير و در عمره مفرده بعد از تقصير طواف نساء و دو ركعت نماز طواف نساء لازم است.
(از شرح لمعه ج ١ ص ١٥١). رجوع بحج شود.
فى اعمال العمرة المطلقة و هى الاحرام و الطواف و السعى و التقصير و هذه الاربعة يشترك فيها عمرة الافراد و التمتع و يزيد فى عمرة الافراد بعد التقصير طواف النساء و يجوز فيها اى فى العمرة المفردة الحلق لا فى عمرة التمتع.
(از شرح لمعه ج ١ ص ١٥١)
عُمرَه مَبتُوله
- (اصطلاح فقهى).
در معتقد الاماميه آمده است:
بدان كه عمره مبتوله واجب است بر اهل مكه و حاضرانش و عمرى يك بار. اما سنت است در هر ماهى يا در هر سالى عمره كردن. و فاضلترين ماههاى عمره را، ماه رجب است.
و بعد از آنكه طواف و سعى كرده باشد، طواف نسا كند، و سر بتراشد.
و هدى اگر رانده باشد در پيش كعبه بكشد.
دليل بر وجوب عمره قول خداى است:
«وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ».
تمام گردانيد حج و عمره را! و تمام نتوان كرد الا پس از شروع كردن در وى، پس واجب باشد.
ديگر آنست كه از رسول ص روايت كردهاند كه وى فرمود: كسى را كه وى را از اسلام پرسيده بود:
«هوان تشهد ان لا اله الا الله و انى رسول الله و تقيم الصلاة و تؤتى الزكاة و تصوم شهر رمضان و تحج و تعتمر»
، يعنى: اسلام آنست كه گواهى دهى كه خداى يكى است، و من رسول ويم، و نماز كنى، و زكاة بدهى، و روزه ماه رمضان بدارى، و حج و عمره كنى.
و اين حديث نص است بر وجوب عمره.
(معتقد الاماميه ص ٣٣٥، ٣٣٦)
عُمرى
- (اصطلاح فقهى) رجوع بعطيه و عطايا و سكنى شود.
عَمَلِ بِعامّ
- (اصطلاح اصولى) يكى از مسائل اصولى اين است كه آيا عمل بعام قبل از فحص از مخصص روا باشد يا نه عده گويند اگر بعامى برخورد كرديم بحث از آنكه مخصص دارد يا نه لازم نيست