فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢١٢ - ظ
بعضى از تركيبات: ظلمتآباد جهان، ظلمتآباد خاك، غلاف ظلمت، ظلمات حيات.
ظُلُمات
- (اصطلاح عرفانى) تاريكى، مأخوذ از قرآن مجيد كه فرمود: فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ گويند ظلمات محل آب زندگانى است كه اسكندر بدان راه يافت و نتوانست از آن آب نوشد و يا نخواست.
كلمه ظلمات و ظلمت در عبارات شيخ اشراق اطلاق بر ماهيات و ماهيت شود و گاه از ظلمت اجسام را اراده كرده است و گويد: اجسام مظلمه و گاه مراد از ظلمت عدم نور است.
(از ش ص ٣٨٨)
ظُلمَتَين
- (اصطلاح هيوى و نجومى) و منظور از دو ظلمت يكى ظل و سايه زمين بود و ديگر سايه قمر كه هر دو در مواردى عارض بر كواكب شوند.
(رجوع شود به رساله سوم از بخش طبيعيات ص ٣٧)
ظن
- (اصطلاح فلسفى و اصولى و فقهى) ظن يعنى گمان و آن عبارت از اعتقاد راجح است با احتمال نقيض و گاه در يقين و شك نيز استعمال ميشود و بالاخره ظن اعتقاد راجح است و متفاوت الدرجات است از لحاظ قوت و ضعف و در طرف قوت حدى از آن را علم گويند و در نتيجه بعضى از انواع و مراتب ظن را علم گويند و بالعكس.
(از دستور ج ٢ ص ٢٨٩- تفسير ص ٣٩٧، ٤١٥- اسفار ج ١ ص ٣٢٦) و بالاخره در اصطلاح فقها تردد بين دو امر است بطور تساوى الطرفين كه هيچ يك را بر ديگرى ترجيح نباشد و نزد متكلمات شك، تجويز دو امر است كه يك طرف بر ديگرى رجحان دارد كه راجح را ظن و مرجوح را وهم نامند و يا ترجيح يكى از دو طرف باشد بدون جزم و قابل شدت و ضعف است و دو طرف آن علم و جهل است و گاه ظن اطلاق بر وهم شود و گاه بر علم چنانكه در حديث قدسى است
«انا عند ظن عبدى»
يكى از مسائل مهم اصولى اين است كه آيا عمل بظن در مقام فقد علم روا باشد يا نه و ميتوان باحكام ظن تعبد كرد يا نه عده گويند عقلا ممكن است تعبد به ظن و در عمل هم در مقام فقد دليل بايد بدان عمل كرد زيرا قطعيات ما كه از راه اخبار متواتره و محفوف به قرائن بدست ميآيد وافى به تمام احكام در موضوعات مختلف نيست و مانند، بهائم و حيوانات و مجانين بدون حكم نمىباشيم و از طرفى ميدانيم كه احكام الهى در تمام موارد بيان شده است و هر امرى را حكمى است از وجوب يا حرمت يا ...
پس ما مكلف مىباشيم و قطعيات ما هم وافى نيست پس بايد در موارد فقد علم عمل به گمان نمائيم كه اقرب بر علم است (از رسائل ص ٢٣٤ كشاف ص ٩٣٩ ٩٤٠). رجوع باصول عمليه و انسداد شود.
در اصول رشاد آمده است:
ظن كه طرف راجح احتمالين است چون طبيعة همراه با احتمال مرجوح است لذا نمىتواند بوجه قاطعى واقع را ارائه نموده كه مفيد علم گردد و بهمين