فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٨٩ - س
بود. و اگر كسى گويد كه درين جمله نماز درست باشد و شرعى، دليل بر وى بود.
و در جامه غصبى نماز روا نباشد، زيرا كه صحت نماز موقوف ستر عورت است باختيار، و ستر عورت بجامه غصبى معصيت است، پس نماز در جامه غصبى صحيح و جائز نباشد.
و دليل بر آنكه نماز در پوست مردار و اگر چه دباغت كرده باشند، روا نباشد، آنست كه پوست مردار باتفاق پليد است و نجس العين است پيش از دباغت، چنانكه گوشت وى، و دباغت كردن وى را از پوست مردارى بيرون نمىبرد، پس همچنان پليد باشد، و در هر چه پليد باشد نماز روا نبود.
و در جامه ابريشمين مردان را نماز روا نباشد، زيرا كه پوشيدن آن مردان را حرام است، و هر چه پوشيدن حرام بود اگر پوشند معصيت باشد، و چون برهنه باختيار نماز روا نيست و پوشيدن معصيت است، پس روا نباشد.
اما زنان را رخصت است در جامه ابريشمين نماز كردن از براى آنكه ايشان را پوشيدن آن حلال است باتفاق و در جامه رنگين نماز مكروه است و در سياه كراهت است البته دو سجده يك ركن است و موقع آن بيشترست. و اگر نماز كرده باشد، آن وقت بر جامه خود نجاستى بيند، اگر پيش از آن دانسته باشد و فراموش كرده، نماز با سر بايد گرفت، اگر وقت باقى باشد و اگر نباشد، اما اگر ندانسته باشد، بروايتى باسر بايد گرفت، اگر وقت باقى باشد، بروايتى ديگر نه. طريقه احتياط با روايت اول است.
(رجوع شود به معتقد الاماميه. ص ٢٠٧، ٢٠٩)
سَجّادَه
- (اصطلاح عرفانى) آنچه در موقع نماز بر آن نماز كنند سجاده گويند.
و در اصطلاح سد باطن را گويند، يعنى هر چه روى دل بر آن باشد.
در كشاف است: كسى كه بر شريعت و طريقت و حقيقت استوار باشد سجاده نامند و معرب سه جاده است.
و مراد سه طريق است كه شريعت، طريقت و حقيقت باشد.
(از اصطلاحات عراقى- كشاف ص ٦٣٩) عطار گويد:
چون نيست هيچ مردى در عشق يار ما را
سجاده زاهدان را درد و قمار ما را
جايى كه جان مردان باشد چون گوى گردان
اين است جاى مردان، با آن چه كار ما را