فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٦٠ - ز
من مكان الى مكان او من وضع الى وضع بينهما مسافة تجرى عليها الحركة الوضعية و هذا هو الذى نسميه الزمان».
(از شفا ج ١ ص ٧٢ و رجوع شود به ص ٦٦).
ابن رشد عقيده كسانى را كه زمان را امر غير موجود ميدانند مردود دانسته و گويد: «و لكنا تقطع ان هؤلاء يدركون الزمان و ان لم يدركوا شيئا من الحركات المحسوسة».
(تهافت التهافت ص ٢) و گويد: امورى را كه در معرض كون و فساد نبوده و امورى كه متحرك نباشند زمان نباشد.
(تهافت التهافت ص ٦٧) علامه حلى گويد: زمان مقدار مطلق حركت است «اقول الزمان مقدار الحركة».
(از شرح حكمة العين ص ٦١) حاجى سبزوارى گويد: زمان مقدار حركت قطعيه است «الزمان مقدار الحركة القطعية و لكن المشهور مقدار التجدد- الوضعى الفلكى و فى التحقيق مقدار- التجدد الطبيعة الفلكية بناء على الحركة الجوهرية».
(از شرح منظومه ص ٢٥٢) صدر الدين شيرازى در مورد بيان ماهيت زمان بيان مفصلى در موارد مختلف و كتب و رسائل خود دارد كه ما حصل آن اين است: نقطه مبدأ و فاعل مسافت است و حركت توسطيه مبدأ و فاعل حركت قطعيه است و «آن» سيال مبدأ و فاعل زمان است.
از حركت توسطيه كه كون تدريجى بين مبدأ و منتهى است حركت قطعيه و هيآت و مقادير آن پديد مىآيد كه جمله مقادير ان زمان است و زمان منطبق بر حركت بمعنى قطع است حركت به معنى قطع منطبق بر حركت توسطيه است و حركت توسطيه منطبق بر مسافات است.
وى در جاى ديگر گويد: خروج تجددى از قوت به فعل نفس حركت است و وجود آن در ذهن است بحسب خارج و «ما به- الخروج» از قوت بفعل عبارت از طبيعت است و آنچه قابل خروج است ماده است و آنچه خارجشونده است جوهر ديگرى است يعنى مخرج از قوت بفعل امور ديگر ميباشند كه همواره از قوت بفعل آيند و دگرگون شوند و اما مقدار خروج زمان است زيرا حقيقت زمان مقدار تجدد و انقضاء است.
توضيح آنكه ما مشاهده ميكنيم كه حركات در مسافات بر حسب سرعت و بعد متفاوتند با آنكه در شروع و قطع متفقاند يعنى دو موجود از مبدأ معينى شروع بحركت كرده و با يكديگر شروع و قطع ميكنند يكى مسافت زيادتر و ديگرى مسافت كمترى قطع ميكند و گاه در مبدأ و مقطع با هم متحد ميشوند يعنى هر دو متحرك باندازه هم قطع مسافت ميكنند اين اتفاق و اختلاف در قطع مسافات براى ما آشكار ميكند كه در عالم وجود و كون مقدارى خاص است كه در شأن او است امكان وقوع حركات مختلفه يك دفعه و متفقه دفعه ديگر و آن غير از مقدار اجسام و نهايات آنها است زيرا اجسام. موجود قار الوجودند، و آن مقادير موجود غير قار الوجودند (پس آن امر غير قار الجود كه از اختلاف و اتفاق