فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٢٤ - ر
القاء القاءكننده علوم غيب است بر قلوب كه جبرئيل باشد و گاه اطلاق بر قرآن شود.
(از كشاف ص ٥٤٩)
رُوحُ الأمين
- (اصطلاح عرفانى) مراد جبرئيل است كه «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ».
(از ش ص ٢٥٠)
رُوحِ إنسانى
- اين اصطلاح فلسفى و هم عرفانى است عزيز الدين نسفى گويد:
اهل شريعت گويند انسان چون تصديق انبيا كرد و مقلد انبياء شد بمقام ايمان رسيد و نام او مؤمن گشت و چون علاوه بر آن عبادت بسيار كرد بمقام عبادت رسيد و نام او عباد گشت و چون علاوه بر آن روى از دنيا بكلى بگرداند بمقام زهد رسيد و نام او زاهد گشت و چون علاوه بر آن اشياء را آن طور كه هست بديد و بدانست خود و پروردگار را شناخت بمقام معرفت رسيد و نام او عارف گشت و چون علاوه بر آن خداى او را به محبت و الهام خود مخصوص گردانيد بمام ولايت رسيد و نام او ولى گشت و چون علاوه بر آن حق تعالى او را به معجزه خود مخصوص گردانيد و بر پيغام به خلق بفرستاد تا خلق را بحق دعوت كند بمقام نبوت رسيد و نام وى نبى گشت و چون علاوه بر آن حق تعالى او را به كتاب خود مخصوص گردانيد بمقام رسالت رسيد و نام او رسول گشت و چون علاوه بر آن شريعت اول را منسوخ گردانيد و شريعتى ديگر نهاد بمقام أولو العزم رسيد و نام او أولو العزم گشت و چون علاوه بر آن شريعت اول را منسوخ كرد و شريعتى ديگر نهاد به مقام خاتميت رسيد و نام او خاتم گشت؟
اين بود ترقى روح انسانى روح مؤمن يك مرتبه ترقى كرد و روح خاتم نه مرتبه چون اول و آخر را بدانستى اكنون باقى را هم بدان، اهل شريعت گويند ترقى روح انسانى همين نه مرتبه بيش نيست و اين نه مرتبه همه اهل تقوى و علمند.
(رجوع شود به انسان كامل ص ٢٨- ٢٩)
رُوحِ بُخارى
- (اصطلاح فلسفى) رجوع شود بروح و (رسائل صدرا ص ٢٥٥- اسفار ج ١ ص ١٢٢)
رُوحِ حِسّى
- (اصطلاح فلسفى) بابا افضل در تعريف روح حسى گويد: و روح حسى مردم را ارواح بسيار تابع و فرمان برند هر يك از آن كمال جسمى كه كمالات آلات حسى در وى نموده شود.
(از مصنفات ج ١ رساله ١ ص ٣١)
روح حيات
- (اصطلاح عرفانى) روح حيات عبارت از بخار رطب است كه حيات بدن از آنست.
رُوحِ حَيوانى
- (اصطلاح فلسفى) روح حيوانى جسم لطيفى است كه محل آن تجاويف قلب صنوبرى الشكل است رجوع شود بفرهنگ علوى عقلى تأليف نگارنده.
در كلمه روح و نفس.
(از شرح قيصرى ص ٣٨) رُوحِ طَبيعى- رُوحِ عِلوى- رجوع شود بروح و (مصنفات ج ١ رساله ١ ص ٣٢).
رُوحُ القُدُس
- (اصطلاح فلسفى، كلامى) آنچه را فلاسفه جوهر عقلى ناميدهاند الهيون روح القدس مينامند بعضى گويند افلاطون جوهر عقلى