فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٩١ - خ
وقار و متانت است كه در عرف مردم ناپسند و منافى آداب و رسوم جاريه ميباشند مانند جست و خيز كردن در معابر عمومى و يا مطايبه زياد و اصرار بر خندانيدن مردم.
٥- ضبط: نيروى حافظيه وى بايد باندازه باشد كه بتواند متن حديث را عينا و بدون تحريف و يا اضافه و نقصانى روايت كند و اگر واسطه و يا وسايطى بين او و معصوم باشد اسم و خصوصيات آنها را نيز شخصا ضبط نمايد تا در هنگام روايت- در مفاد حديث و سلسله رواة آن خلاقى رخ ندهد.
(اصول رشاد از ص ٢١١- ٢٠٨)
خُبَره
- (اصطلاح فلسفى) خبره بضم خاء عبارت از معرفتى است كه بطريق تجربه و تفتيش بآن توان رسيد «هو معرفة يتوصل اليها بطريق التجربة و التفتيش (اسفار ج ١ ص ٣٢٧)
خَبن
- (اصطلاح عروضى) و اسقاط حرف دوم ساكن از ركن است مثل الف فاعلن رجوع شود به (دره نجفى ص ١٩ و المعجم ص ٤٥).
خَبيث
- اين اصطلاح فقهى است و پليدى را گويند و آنچه مكروه و ناپسند است و پست است و در حرام نيز استعمال شده است از آن جهت كه شارع از آن كراهت دارد چنانكه طيب براى حلال بكار برده شده است «لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ».
(از كشاف ج ١ ص ٤٤٦).
خَتَن
- (اصطلاح فقهى) هر زوج ذات رحم محرم را ختن نامند مانند شوى و دختر و خواهر و عمه و جز آنها و همين طور است محارم از ازدواج و در قاموس است كه ختن داماد است و فاميل زن را هم گويند مانند برادر و پدر (از كشاف ج ١ ص ٥٠١).
خَجَل
- (اصطلاح اخلاقى) خجل عبارت از اضطرابى است كه منشأ آن شرم و حيا است و از كيفيات نفسانى است كه از تبعات و عوارض آن حركت روح است بداخل و خارج و مركب از فزع و فرح است يعنى هم حالات فرح در خجول هويدا شود و هم عوارض فزع. (اسفار ج ٢ ص ٥١)
خُدّام
- (اصطلاح عرفانى) و جماعتى باشند كه خدمت فقراء و طالبان حق اختيار كنند و اوقات خود را بعد از اداى فرائض در تفريغ و ترفيه خاطر ايشان و خاطر بندگان خدا از اهتمام بامور معاش و اعانت بر استعداد امر معاد مصروف دارند و آن را بر نوافل عبادات تقديم كنند و در طلب ما يحتاج ايشان در هر طريق كه شرعا مذموم نباشد مداخلت نمايد.
(از رياض السياحة ص ١٢٣- مصباح الهداية ص ١١٩)
خذلان
- (اصطلاح عرفانى) دوران بدبختى سالك كه بواسطه گناهى يا ترك اولائى از سير و سلوك بازماند.
خَرابات
- (اصطلاح عرفانى) خرابات بمعنى شراب خانه و در اصطلاح عبارت است از خراب شدن صفات بشريت و فانى شدن وجود جسمانى و خراباتى مرد كامل است كه از او معارف الهيه بىاختيار صادر شود و خراب نيز خرابى عالم بشريت را گويند (اصطلاحات فخر).
و گفته شده است كه خرابات و مصطبه عبارت از خرابى اوصاف نفسانى و عادات