فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٩١ - ح
پس اگر چه معيار در اقربيت بنظر عرف است ولى اين وقتى است كه چيزى كه بر حسب ظاهر با آن منافات دارد اعلام نشده باشد مثل همين فرض مزبور كه شارع ولد ولد را هر چه قدر هم نازل باشد در مشاركت با ابوين بمنزلة ولد قرار داده.
بالجمله ضابطه حجب از اصل ارث رعايت اقربيت بميت است. بنا بر اين هر طبقه از وارث طبقه بعد را از ارث محروم مينمايد مگر در صورت انحصار وارث به يك پسر عموى ابوينى با يك عموى ابى تنها كه فقط در اين صورت پسر عمو، عمو را از ارث محروم مىكند ليكن اگر با پسر عموى ابوينى خال يا خاله باشد يا اعمام متعدد باشند و لو ابى تنها پسر عمو ارث نمىبرد و نيز موردى كه وارث دورتر بتواند بسمت قائم مقامى ارث ببرد كه در اين صورت هر دو ارث ميبرند مثل اينكه در بين وارث طبقه اولى اگر براى ميت اولادى نباشد اولاد اولاد او هر قدر كه پائين بروند قائم مقام پدر يا مادر خود بوده و با هر يك از ابوين متوفى كه زنده باشد ارث ميبرند. ولى در بين اولاد اقرب بميت ابعد را از ارث محروم مينمايد.
بمقتضاى ضابطه مزبور كه مستفاد از كتب و سنت متواتره است اولاد اولاد اگر چه پائين باشند اقرب از آنها مانع ابعد است. و لذا ولد هر قدر كه پائين بوده و لو از جنس اناث باشد مانع از ارث شخصى است كه با ابوين ميت با يكى از آنها قرابت دارد اگر چه آن شخص از جنس ذكور بوده و با ولد هم رتبه و يا نزديكتر از او باشد مثل اخوه و اولاد و اجداد و آباء اجداد و اعمام و اخوال. بنا بر اين اولاد با غير ابوين و زوج يا زوجه مشاركت در ارث نداشته بلكه مختص بخود اولاد است.
در بين وارث طبقه دوم اگر براى متوفى برادر يا خواهرى نباشد اولاد اخوه هر قدر كه پائين بروند قائم مقام پدر يا مادر خود بوده با هر يك از اجداد متوفى كه زنده باشد ارث ميبرند ليكن در بين اجداد يا اولاد اخوه اقرب بمتوفى ابعد را از ارث محروم مىكند. و اين حكم در مورد و ارث طبقه سوم نيز جارى خواهد بود.
هرگاه پدر و مادر و اولاد و قائم مقام آنها نباشد نوبت ارث باخوه و اجداد ميرسد و اخوه و اجداد مانع از ارث اشخاص ديگر سواى زوجين خواهند شد. بنا بر اين برادر مانع از ارث متقربين باجداد از اعمام و اخوال خواهند بود.
چنانكه در صحيح يزيد كنانى از حضرت باقر (ع) است كه ميفرمايد: پسر برادر تو از پدرت اولى است بارث تو از عمويت.
اخوه و اولاد اخوه مانع از ارث آباء و اجداد نخواهند بود زيرا جد هر چه قدر هم بالا رود جدست و همچنين بالعكس آباء مانع اجداد نخواهند بود زيرا جد هر چه قدر هم بالا رود جد است و همچنين بالعكس آباء اجداد هم مانع ارث اولاد اخوه نمىباشند.
و عامه در اين مسأله با اماميه موافقت ندارند. شافعى با وجود جد، اخوه مادرى را اسقاط نموده و ابو حنيفه در مقابل جد مطلقاً سلب حق ارث از اخوه نموده است.
اقرباء پدرى با بودن اقرباء پدر و مادرى با وجود تساوى در درجه از ارث