فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٨٩ - ح
را گويند و انطباع صور را گويند در دل كه مانع قبول تجلى حقايق بود و مانع و اسباب پوشيدگى ميان فيوضات و تجليات حق و انسان چيزهايى است كه مخالف با گوهر نفس بوده و با وى مشابهت و مناسبت نداشته باشد (مصنفات بابا ص ٤٢ اصطلاحات فخر).
صاحب لمع گويد: حجاب حايلى است كه واسطه و مانع ميان مطلوب و طالب باشد (لمع ص ٣٥٣).
در حديث است كه
ان لله سبعين حجابا من نور لو كشفها لاحرقت سبحات وجهه كل من ادركه بصره
. در فقه حجاب يعنى پرده و پوشش، در اسلام اساس حجاب براى زنان و مردان واجب است يعنى زنان بايد از نامحرم خود را بپوشانند همين طور مردان در قرآن مجيد است «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ... وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها .. حجاب براى زن پوشانيدن تمام بدن است به جز صورت و دو دست از نامحرم و براى مردان پوشانيدن عورتين و مواضعى است كه ديدن آن براى زنان ايجاد ريبه كند.
حِجابُ العِزَّة
- (اصطلاح عرفانى) عبارت از حيرت و سرگردانى است زيرا ادراكات كشفى تأثيرى در كنه ذات ندارد و همين عدم نفوذ ادراكات در ذات، حجاب است و موجب حيرت و سرگردانى است (تاريخ تصوف ص ٦٤٤).
سيد شريف گويد: آنچه مطلوب را از چشم مستور دارد حجاب گويند.
عراقى گويد:
حسن پوشيده بود زيرا نقاب
عشق برداشت از ميانه حجاب
هر دو در روى خويش فتنه شدند
هر دو با هم شدند مست و خراب
در خرابات عاشقى با هم
هر دو خوردند بىقدح مى ناب
هر كه را هست ديده بيدار
نرود چشم بخت او در خواب
و شاهدت نفسى بالصفات التى بها
تحجبت عنى فى شهودى و حجتى