فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٨٠ - ح
مجراه فوعاء السيالات كالحركات و المتحركات هو الزمان سواء كان بنفسه او باطرافه من الآنات المفروضة و ما يجرى مجرى الوعاء للمفارقات النورية هو الدهر و هو كنفسها بسيط مجردة عن الكمية و الاتصال و السيلان و نحوها و نسبتها الى الزمان نسبة الروح الى الجسد و ما يجرى مجرى الوعاء للحق و صفاته و اسمائه هو السرمد».
(از شرح منظومه ص ٧٣) ما حصل كلام آنكه مير داماد قائل بسه عالم است يكى عالم سرمد و يا وعاء سرمد و ديگر عالم يا وعاء دهر و سه ديگر زمان و وعاء زمانيات، او عالم جسمانى را حادث بحدوث دهرى ميداند و مجردات يعنى عقول و نفوس را حادث بحدوث سرمدى ميداند و موجودات را سه طبقه كرده است ١- زمانيات ٢- دهريات ٣- سرمديات.
شيخ الرئيس در محل خود نيز اشاره بهمين سه طبقه كرده است.
حاجى سبزوارى قائل بحدوث اسمى بوده و گويد: جهان يعنى ما سوى الله اسماء و صفاتاند كه منتزع از حدود وجود منبسطاند و بنا بر اين كليه موجودات از عقول و نفوس و غيره مسبوق بعدم ميباشند در مرتبت احديت و حادثاند بتجلى ذات و بواسطه اسم المبدع.
صدرا گويد: عقول و مفارقات خارج از حكم حدوثاند زيرا آنها متحقق به صقع ربوبى و موجود بوجود الهىاند نه بايجاد او و حكم حدوث در چيزهائى است كه حركت جوهريه در آنها جارى است و او قائل بحادث بحدوث طبيعى است.
(از سائل ملا صدرا ص ٩٩- اسفار ج ١ ص ٢٦٢- ج ٢ ص ١٦٢ و رجوع شود به شرح منظومه ص ٧٧- ٧٨- دستور ج ٢ ص ١٦- كشف المراد ص ٣٩ زاد المسافرين ص ١٣٧- اسفار ج ١ ص ٢٧٣)
حادِثاتِ أرضى
- (اصطلاح فلسفى) و منظور حوادث و تغييراتى است كه بر روى زمين واقع ميشود، يعنى در عالم ناسوت.
فارابى گويد: علاوه بر اينكه اجسام سماوى در همه حادثات ارضى مؤثر است بعضى از حوادث ارضى نيز در پاره ديگر تأثير دارد. زيرا كه عالم ناسوت خود عالم فعل و انفعال است.
(رجوع شود به ترجمه آراء اهل مدينه فاضله ص ١٦٥)
حادِثِ اسمى
- (اصطلاح فلسفى) رجوع بحادث شود.
اصطلاح حادث اسمى مخصوص خود حاجى سبزوارى است.
(از شرح منظومه ص ٧٨)
حادِثِ ذاتى
- (اصطلاح فلسفى) رجوع بحادث شود.
حادِثِ زَمانى
- رجوع به حادث شود.
الحارِثيَّة
- (از فرق خوارج) از اصطلاحات كلامى است حارثيه گروهى از اباضيه از فرق خوارجند كه پيرو حارث الاباضى مىباشند. و در باب قدر بر قول معتزله رفتهاند در ملل و نحل است كه در مسأله قدر مخالف معتزلهاند.
(از مختصر الفرق بين الفرق ص ٨٩)
الحازِميَّة
- (از فرق خوارج) (اصطلاح كلامى) اين فرقه متشكل بود از بيشتر عجارده سجستان (سيستان) اين گروه در باب قدر و مشيت تابع قول اهل سنتاند اينان از اصحاب