فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٣١٧ - ع
مراد علم اقوال است مانند صرف و نحو و گاه مراد علوم كيماوى است كه بحث در آثار حروف ميكند رجوع بعلم شود.
عِلمِ انفِعالى
- (اصطلاح فلسفى) رجوع بعلم شود
عِلمِ اوسَط
- (اصطلاح فلسفى) علم اواسط علمى است كه موضوع آن نيم مجرد باشد.
عِلمِ باطِن
- (اصطلاح عرفانى) در مقابل علم ظاهر است و مراد علم باسرار سلوك و حقايق روحانى است كه منجى انسانست.
حسن بصرى گويد: حذيفه يمان را پرسيدم از علم باطن، يعنى علم فهم گفت: از رسول خدا پرسيدم وى گفت:
علم بين الله و بين اوليائه لم يطلع عليه ملك مقرب و لا احد من خلقه
». فهم اين مردان در اسرار كتاب و سنت بجائى رسيده است كه و هم ارباب ظواهر زهره ندارد كه گرد آن حرم محترم گردد، ايشان را در هر حرفى مقامى است و از هر كلمه پيغامى، از هر آيتى ولايتى و از هر صورتى سوزى و سورى، و عيد در راه ايشان وعد است و وعد در حق ايشان نقد است، هر چه بجز حق، نزد ايشان باطل است (از عده ج ٦ ص ٢٩٣).
عِلمِ باللّه
- (اصطلاح عرفانى) عبارت از علم معرفت است كه همه اولياء او را بدو دانستهاند و تا تعريف و تعرف وى نبود ايشان وى را ندانستند.
عِلمِ بَديهى
- (اصطلاح منطقى) رجوع به تصور و تصديق و بديهيات و اوليات و (دستور ج ٢ ص ٣٤١) شود.
عِلمِ بُرهان
- (اصطلاح منطقى) مراد علم منطق است كه علم ميزان هم ميگويند (از شفا ج ١ ص ٣).
عِلمِ بَسيط
- (اصطلاح فلسفى) در زير عنوان كلمه جهل مركب و بسيط بيان شد كه همان طور كه جهل بر دو قسم است مركب و بسيط علم نيز بر دو قسم است بسيط و مركب علم بسيط علم با عدم شعور و علم بعلم است چنانكه علم فطرى موجودات بمبدأ و موجود خود از اين قبيل است «وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» و بالجمله علم مركب عبارت از ادراك و شعور بادراك است يعنى علم با علم بمدرك در مقابل علم بسيط كه عبارت از ادراك شىء است با غفلت از آن ادراك و با غفلت بآنكه مدرك چيست اطلاق علم بسيط و بسيط ازلى بر علم حق تعالى نيز شده است و لكن آن اطلاق باين معنى است كه علم او عين ذات او است و ذات او ازلى و ابدى است و معلوم او ذات او است و ذات او بسيط است و مركب از جنس و فصل نيست پس علم او باعتبار معلوم هم مركب نيست و ديگر باين معنى است كه وى محل ارتسام صور مختلف نيست و گاه علم بسيط بعلم مجردات بذات خود گويند «ان العلم كالجهل قد يكون بسيطا و هو عبارة عن ادراك شىء مع الذهول عن ذالك الادراك و عن التصديق بان المدرك ما ذا و قد يكون مركبا و هو عبارة عن ادراك الشيء مع- الشعور بهذا الادراك و بان المدرك هو ذلك الشيء» «از اسفار ج ١ ص ٢٦ و رجوع به شفا ج ١ ص ٣٥٩ شود.)
عِلمِ بَسيطِ ازلى
- (اصطلاح فلسفى)