فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٣١٠ - ع
حكايت از احوال كند و مقرون با حال باشد معرفت است و آنچه از معنى مجرد باشد و از معاملت با خداى خالى علم خوانند.
علم را سه قسمت كردهاند: ١- علم توحيد ٢- علم معرفت خداى متعال از ايجاد و اعدام و تقرب و ابعاد و احياء و اماتت و نشر و حشر و ثواب و عقاب و غير آن ٣- علم احكام شريعت از اوامر و نواهى، و هر يك از اين مسالك سهگانه را سالكى است جداگانه، سالك مسالك اول را عالم ربانى خوانند و سالك مسالك دوم را عالم اخروى خوانند و سالك مسالك سوم را عالم دنيوى خوانند.
و باز گفتهاند كه: علم سه قسم است:
١- علم طبيعى ٢- علم رياضى ٣- علم الهى.
بلخى گويد «العلوم ثلاثة: علم من الله و علم مع الله و علم بالله».
ابو على ثقفى گويد: «العلم حياة القلب من الجهل و نور العين من الظلمة».
در شرح بابا طاهر است كه: «العلم دليل» كه دليل معرفت و حكمت است.
و در خبر است كه: علم سه است
«آية محكمة و سنة قائمة و فريضة عادله»
. در شرح منازل است كه: علم را سه درجه است: ١ علم جلى است كه بعيان واقع شود ٢ علم خفى است كه علم اسرار است و از علوم الهى و مواهب ربانى است ٣ علم لدنى است.
(الهدايه الى فرائض القلوب ص ٤ كشف المحجوب ص ١٩- شرح منازل ص ١٢٧).
در شرح رساله قشريه است كه: علم دو قسم است يكى علم كسبى كه بواسطه تعلم حاصل ميشود و ديگرى علم ذوقى كه نتيجه عمل است بطريق اشراق انوار الهيه كه مترتب است بر آنها علوم رحمانيه (مصباح الهدايه ٣٤- كشف المحجوب ص ٤٩٨).
هجويرى گويد: علم از صفات- ممدوحست و حدش احاطه معلوم و تبيين معلوم است رجوع شود به اصطلاحات فلسفى.
تأليف نگارنده و (كشف المحجوب ص ١٩ شرح كلمات بابا ص ٩).
و گفتهاند: انواع علوم بسيار است و عمر آدمى اندك و ممكن نباشد كه عمر وفا كند، تا دل را لوح محفوظ كند، بطريق تحصيل و تكرار و اما ممكن باشد كه عمر وفا كند، تا دل را آينه گيتىنماى كند.
بطريق مجاهده و اذكار.
ثقفى گويد: «تمام العلم انقطاع الرجاء» و نيز گويد: «العلم حياة القلب من الجهل و نور اليقين من الظلمة»؟
(طبقات ص ٣٦٣).
ابو عثمان گويد: علم اديان عبارت است از علم سياسات و رياضات و مجاهدات (طبقات ص ٤٨٠).
در كلمات بزرگان است:
حقيقة العلم ما كشف على السرائر (اسرار التوحيد ص ١٩)
اعوذ بك من علم لا ينفع
. العلم بلا عمل كالجسد بلا روح در فلسفه علم از امورى است كه انيت آن عين ماهيت آنست و ازين جهت تعريف آن ممكن نيست زيرا حدود مركب