فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٨٦ - ع
خلق.
عالم امر نقطه اتصال بين دو عالم يعنى عالم ربوبى و خلق است.
عالم خلق عالم متكثرات غير متناهيه است عالم امر را عالم ملائكه هم گويند.
عالم خلق را تقسيم بعالم خلق اكبر (جهات مخلوق) و عالم خلق اصغر (انسان) كرده است، و بدين طريق فارابى علاوه بر آنكه به مقدار زيادى تحت تأثير فلسفه ارسطو واقع شده است از كلمات افلاطون و فيثاغورسيان نيز استفاده كرده است مضافا بر آنكه روح عرفانى اسلامى نيز در وى دميده شده است.
وى قائل به مبادى ششگانه است كه عبارتاند از مبدأ الهى يا سبب اول، اسباب ثانويه يا عقول اجرام سماويه، عقل فعال، نفس، صورت و ماده معنويه.
و هستى مطلق كه فروغ هويت است بعضى از علماء باستان آن را بنام عقل اول خواندهاند و بعضى عقل كل و بعضى طبيعت اولى (مصنفات ج ١ رساله ٣ ص ٨ و رجوع شود به المعتبر ج ٣ ص ١٤).
عَقلِ بِالفِعل
- (اصطلاح فلسفى) كسانى كه گويند نفس جسمانية الحدوث و روحانية البقاء است و نفس دوشادوش بدن در تكامل بوده و مراحل سير تكاملى را طى ميكند عقل نظرى را به سه مرحله تقسيم كردهاند.
الف- مرحله عقل هيولانى كه مرحله قوت محض است و در آن مرحله قوت عاقله از هر صورت و فعلى خالى و عارى است و در همين حال قابل براى ادراكات ممكنه است اين مرتبت را عقل هيولانى گويند از جهت تشبه آن به هيولاى اولى كه قابل براى تلبس و قبول تمام صور است و در عين حال بالفعل عارى از تمام صور است زيرا نفس بفطرة اصليه خود عارى از ماده است و نشان آن اين است كه مدرك تمام حقايق باشد ب- مرحله عقل بالملكه و آن در صورتى است كه از مرتبت هيولانى و بالقوة گذشته و بطور كلى از مدركات عارى نبوده و مدركاتى براى آن حاصل شده باشد و بالجمله صور و علوم اوليات براى آن حاصل شده باشد و او را قدرت و ملكه انتقال به نشئات عقل بالفعل باشد ج- مرحله عقل بالفعل كه از مرحله هيولانى و بالملكه عبور و كمال يافته و علاوه بر حصول اوليات نظريات هم براى آن حاصل شده باشد و لكن كلا حاضر نزد او نباشد و هر گاه بخواهد بمجرد التفات حاضر شوند و مرحله ديگرى نيز بدان افزودهاند كه مرحله مستفادى باشد و آن مرحلهايست كه از مرحله هيولانى و ملكه و فعلى گذشته و بمرحله رسيده باشد كه براى حصول و حضور معلومات و بالجمله استحضار امور نيازى به توجه و التفات نداشته باشد و بلكه تمام نظريات بالفعل نزد او حاصل باشد و مشاهد او باشند بدون توجه و التفات و اكتساب كه در آن مرتبت تمام اشياء را مشاهده ميكند و آن صور را در مبدأ فياض خود كه عقل فعال باشد مىبيند و بالاخره عقل مستفاد مرحله كامل و تام عقل هيولانى است كه در اثر اتصالش به عقل فعال صور تمام اشياء و موجودات براى او حاضر و حاصل است