فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٦٣ - ع
دروغ و دروغگوئى ٩- ورا نفسى كريم و بزرگ بود دوستدار كرامت بود ١٠- پول و اموال دنيا در نظر وى خوار بود.
١١- طبعا دوستدار عدالت بود و جور و ستم را ناخوش دارد.
١٢- قوى الاراده و صاحب عزم راسخ بود و البته اجتماع همه اين خصائل در يك انسان بسى دشوار بود و بدين جهت است كه كم و تك تك افراد بدين صفات يافت شوند.
پس از شرح مفصلى شرايط رئيس دوم را بشرح زير بيان كرده است و البته رئيس دوم كسى است كه ميتواند بعنوان جانشين رئيس اول رياست كند و خود مستقل نبود و سنن و شرايع رئيس قبل را اجرا ميكند.
١- دانا بود و حافظ شرايع و سنن و سيرههائى كه پيشينيان از خود نهادهاند ٢- حكيم بود.
٣- داراى استنباطى قوى باشد نسبت به سنن گذشته ٤- وجودت فكر و قوت استنباط داشته باشد نسبت بدان چه پيش آيد ٥- نيروى ارشاد وى بشرايع گذشته قوى بود ٦- نيروى بدنى وى در جهت ثبات در امور جنگى و غيره قوى بود.
عُضوِ رَطب
- (اصطلاح فلسفى) مراد از عضو رطب كبد است (از اسفار ج ٢ ص ٢٠٦- ج ٣ ص ١٤٠، ١٤٧- شفا ج ١ ص ٤٤٣، ٤٣٦).
عُضوِ يابِس
- (اصطلاح فلسفى) مراد از عضو يا بس استخوان است (از اسفار ج ٢ ص ٢٠٦- ج ٣ ص ١٤٠، ١٤٧- شفا ج ١ ص ٤٣٦- ٤٤٣).
عَطا
- (اصطلاح فقهى و عرفانى و اخلاقى) يعنى بخشش و متقارب با رزق است، فقهاء گويند رزق عبارت از چيزى است كه از بيت المال براى سربازان اسلامى در هر ماه خارج شود و عطا عبارت از چيزى است كه براى جنديان در هر سال يك مرتبه خارج شود و برخى گويند سهم مقاتلين را عطا گويند و رزق آن فقراء و مساكين بود (از كشاف ص ١٠٧٦).
در عرفان: عطاء و عطايا و عطيه يعنى بخشش كردن و اعطاء بلا عوض باشد و در اصطلاح عبارت از چيزى است كه از ناحيه حق بر بندگان فائض شود و آن يا ارزاق عباد است و يا امورى ديگر مادى و معنوى و قريب المعنى با رزق است.
و عطاء پيش از خوف و رجاست، اما آدم بسبب ديدن مبتلا است خاصه آن كس كه از سبب ديدن رهاست اگر اشياء را احوالگر دانست، قطب مشيت بجاست، الهى: اى بخشنده عطا و پوشنده جفا، كار پيش از آدم و حواست، حكم آنست كه در ازل راندند، رقم آنست كه در ازل كشيدند يكى را رقم سعادت كشيد، يكى را حكم به شقاوت كرد.
(از عده ج ٤ ص ١٥٢) از مظفر سؤال شد: «ما خير ما اعطى العبد؟ قال: فراغ القلب عما لا يعنيه» (طبقات ص ٢٩٨).