فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢١٩ - ع
ع
عابِد
- (اصطلاح عرفانى) عابد كسى است كه پيوسته بر فرائض و نوافل و وظائف مداومت كند از براى ثواب اخروى و جمع آن عبادست.
(از كشاف ص ٩٤٩- عده ج ٤ ص ٢٣١).
عاتِقُ الثُّريا
- (اصطلاحات نجومى) يكى از ستارگان داخل در صورت ثريا بود.
(از مجمع الفلكى)
عاد
- (عرفانى) كنايت از تكبر و خودبينى است مأخوذ از قرآن مجيد است.
قوم عاد آنانند كه در اثر نفرين پيامبر آنها هلاك شدند.
در قرآن مجيد آمده است:
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ.
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ، إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ.
فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِ. و كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ.
نزد اهل حق و ذوق كنايت از كبر و غرور است.
مولانا گويد:
عاد را با دست و حمال و خذول
همچو بره در كف مرد اكول
عاديان را باد ز استكبار بود
يار مىپنداشتند اغيار بود
چون بگردانيد ناگه پوستين
خردشان بشكست آن بئس القرين
باد را بشكن كه بس فتنه است باد
پيش از ان كت بشكند او همچو عاد