فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢١٥ - ظ
كند، و اظهاركننده، استباحت خواهد.
هرآينه وى عايد باشد از براى آنچه گفته شد.
و گفتهاند: «لِما قالُوا اى لمثل ما قالوا»، يعنى: مثل آنچه گفته باشند. و گفتهاند: «ثُمَّ يَعُودُونَ، اى يتداركون»، يعنى: دريابند مر آن را كه گفته باشند.
تدارك و تلافى آن كنند بآزاد كردن بنده.
و نشايد كه مراد بآن و طى باشد، زيرا كه گفت: مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا»، كفارت بعد از عود واجب گردانيد، و پيش از وطى.
و روا نباشد كه عود نگاه داشتن زن باشد بعد از ظهار با قدرت طلاق. زيرا كه عود واجب است كه رجوع باشد بآنچه مخالف مقتضى ظهار است. و چون مقتضى ظهار اقتضاى فسخ نكاح نكند، عود امساك نباشد.
و اگر پيش از كفارت مقاربت كند، دو كفارت لازم آيد: يكى از براى عود، و ديگر عقوبت و طى پيش از تكفير، از براى آنكه باين دو كفارت يقين مر برائت را حاصل ميشود.
و اگر اظهاركننده هم برين تحريم بماند، زن او كه بنكاح دوامش خواسته باشد، مخير باشد ميان آنكه صبر كند، و آنكه بحاكم رود. و حاكم را بود كه او را مخير گرداند ميان كفارت دادن. و وطى مباح گردانيدن، و ميان طلاق دادن.
و اگر اجابت نكند، طعام و شراب بر وى تنگ گردانند تا بازگردد.
و الزامش نكند بطلاق دادن، الا كه قادر باشد بر كفارت، و كفارت ندهد مظاهرت زن خود را. و چون پيش از كفارت طلاقش دهد، كفارت ازو نيفتد، و اگر رجوع كند در عدت، و طى نتواند كرد تا آنگاه كه كفارت بدهد.
و فرض بنده در كفارت روزه است.
و فرض او درين هم چون فرض آزاد است، لظاهر القرآن. و گفتهاند كه يك ماه روزهاش لازم باشد.
(معتقد الاماميه ص ٤٤٧، ٤٥٠) در كليات حقوقى آمده است:
ظهار عبارت است از اينكه شخصى زنش را بيكى از محارم خود تشبيه نمايد.
ظهار فعلى است حرام و چندين حكم وضعى بشرح آتى بر آن مترتب خواهد شد.
اجراء صيغه ظهار باين است كه مرد بزنش بگويد انت كظهر امّى يا بجاى كلمه على لفظ منى گذارد و يا بجاى كلمه امى اختى و بنتى و يا يكى ديگر از ساير محارم را قرار دهد و خلاصه معنى، آن است كه تو بمنزله مادر يا خواهر يا دختر من هستى.
ظهار اختصاص بزوج داشته و از طرف زوجه اثرى بر آن مترتب نيست.
ميشود ظهار را تحديد بوقت معينى نمود مثل يك ماه يا يك سال. در اين صورت حرمت مواقعه اختصاص بهمان مدت خواهد داشت.
و همچنين ممكن است ابتداء آن را از زمان معينى در آينده قرار داد.
و در اين صورت تا آن زمان نيايد حرمت ظهار شروع نشده و زن حلال خواهد بود.
و نيز ممكن است آن را معلق بشرطى