فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٨٤ - ط
اطلاق ميشود و شايستهتر همين اطلاق است و بر قوتى كه مدبر اجسام است نيز اطلاق ميشود و بر اسطقساتى كه مبدأ تركيب اشياء است نيز اطلاق ميشود و بر هيولى و صورت و مواد و تغييرات بطور مطلق اطلاق ميشود.
(از رسائل ابن رشد ص ٣٤- ٣٥ و رجوع شود به تفسير ص ٤١٣) و اطلاق بر هر امرى كه فاعل بواسطه آن بدون فراگرفتن راهنمائى شود ميشود چنانكه گويند پستان گرفتن طفل بالطبع يا امر طبيعى است و بر مبدأ صدور افعال ذاتى و غير قسرى نيز اطلاق ميشود چنانكه سنگ بدون علت و محرك خارجى فرود آيد. و بر حركاتى كه مستند بعلم و شعور نباشد نيز اطلاق ميشود.
(از المعتبر ج ٢ ص ٥، ٨) شيخ الرئيس گويد: قوتى كه مبدأ افعال و آثار خاصى است برو تيره واحده بدون شعور و اراده طبيعت ميگويند و در تعريف آن گويد: «قوة سارية فى الاجسام يفيد الصورة و الخلقة» و باز گويد: «و طبيعته هى القوة التى تصدر عنها تحركه (جسم) او تغيره الذى يتكون عن ذاته».
و گويد: بر معانى ديگرى نيز اطلاق ميشود از جمله بر مبدأ حركت و سكون، آنچه مقوم جوهر است، ذات هر چيزى و مزاج. (از شفا ج ١ ص ١٦- ١٧) در علوم غريبه كلمه طبيعت بدين سان تعريف شده است: طبيعت از ناحيه تضاعيف كيفيات بواسطه حركت و سكون حاصل ميشود و ابتداى تضاعيف آن امتزاج كميت بود با آن بنا بر اين طبيعت چهار چيز بود حركت، سكون، كيفيت و كميت.
و چون طبيعت بدينسان بود چهار چيز از آن جوشش كند، حرارت، برودت، يبوست و رطوبت كه آنها را اوائل امهات بسائط گويند و سپس حركت و سكون و كيفيت بدين چهار احاطت يابد و پس از اجتماع آنها كميت بر آنها احاطت كند.
و مواليد حاصل شود.
(از رسائل جابر ص ١٦)
طَبيعَتِ اولى
- (اصطلاح فلسفى) مراد عقل اول است.
(مصنفات ج ١ ص ٨ از رساله ٣) رجوع بعقل اول شود.
طَبيعَتِ خامِسَه
- (اصطلاح فلسفى) فلاسفه گويند طبيعت افلاك غير از طبيعت هر يك از عناصر است و طبيعت پنجمى است و طبيعت آنها مقتضى خرق و التيام و كون و فساد نيست.
(رجوع شود به رساله دوم از بخش طبيعيات ص ٣٩ افوان)
طَبيعَتِ ساريَه
- (اصطلاح فلسفى) مراد قواى نفس كليه ما فوق است كه سارى در اجسام مادون و محاط است «ان للنفس الكلية التى هو فوق الفلك المحيط قوة مختصة سارية فى جميع الاجسام التى دون فلك القمر مدبرة لها متصرفة فيها».
(اخوان ج ٢ ص ١٩٣) «و منها افعالها و يسميها الفلاسفة و الاطباء طبيعة الكون و الفساد و يسميها الناموس ملكا من الملائكة و هى نفس واحدة و لها قوى الكثيرة» (از رسائل ج ٢ ص ١٩٣)
طَبيعَتِ كُلّى
- (اصطلاح فلسفى) ناصر خسرو در مقام بيان اطلاقات طبيعت