فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٥٦ - ض
است و جريان آن در مورد دماء نقض غرض خواهد بود.
پس اگر شخصى از طرف صاحب قدرتى مجبور بقتل كسى كه مستحق قتل نيست بشود نبايد زيرا اين بار برود و لو منجر بكشتن خود او بشود زيرا اجبار و اكراه اثرى در نفوس محترمه ندارد. بلى اگر كسى باو حمله كرده و قصد قتل او را داشته باشد بايد از خود دفاع نمايد و لو منتهى بقتل حملهكننده شود.
(كليات ص ٤٥، ٤٦)
ضَرورَتِ ازَليَّه
- (اصطلاح منطقى) ضرورت ازليه عبارت از نسبت ضرورى ازلى حكم است ابدا و ازلا چنانكه گويند خداى عالم است يعنى ازلا و ابدا متصف بعلم است و علم او ازلى و ابدى بوده و عين ذات او است و يا گويند ذات خدا موجود ازلى است يعنى بدون قيد و حيثيت مصداق موجوديت است. (دستور ج ٢ ص ٢٦٤)
ضَرورَتِ ذاتى
- (اصطلاح منطقى) ضرورت ذاتى كه ضرورت مطلقه هم گويند عبارت از ضرورت مادام الذات است يعنى مادام كه ذات موجود است بدون آنكه ذات علت اتصاف و حكم باشد مثال «انسان انسان است، انسان حيوان است» كه ضرورت ذاتى در ظرف وجود است نه بشرط وجود و بقيد ذات نه بعلت خارجى.
(اسفار ج ١ ص ٢١- دستور ج ٢ ص ٢٦٥)
ضَرورَتِ ذاتى بِشَرطِ وُجود
- (اصطلاح منطقى) ضرورت بشرط وجود در موردى است كه حكم بر مبناى بشرط وجود موضوع باشد چنانكه گويند: «انسان عالم يا قادر و يا كاتب است» و بديهى است كه كتاب و علم و قدرت براى انسان مادام و بشرط وجود است و از حالات و اوصاف ذات نيست.
پس اگر مقتضى آن ضرورت ذات نباشد بلكه باعتبار امر مغايرى با ذات باشد اگر آن غير وجود باشد ضرورت بشرط وجود است.
(از دستور ج ٢ ص ٢٦٦- اساس- الاقتباس ص ١٣٢)
ضَرورَت بِشَرطِ مَحمول
- (اصطلاح منطقى) ضرورت بشرط محمول در صورتى است كه نسبت حكم ضرورى مادام وجود وصفى از اوصاف باشد كه اين قضيه را مشروطه بوصف موضوع نامند مانند «كل اسود قابض للبصر مادام اسودا».
(از اساس الاقتباس ص ١٣٢، ١٣٤)
ضَرورَتِ وَقتيَّه
- (اصطلاح منطقى) ضرورت وقتيه در صورتى است كه ثبوت محمول براى موضوع بضرورت باشد و مقتضى آن ضرورت ذات نباشد و معلق بموضوع و محمول هم نباشد و بلكه حصولش خاص بود بوقتى معين مثال «ماه منخسف شود در وقت معين» و اگر خاص نبوده منتشره خوانند مانند «هر انسانى متنفس است در وقتى از اوقات».
(از اساس الاقتباس ص ١٣٢، ١٣٤)
ضَرورى
- (اصطلاح منطقى) كلمه ضرورى گاه مقابل اكتسابى است و مرادف با بديهى است تصورات ضرورى يعنى تصوراتى كه در حصول آنها نيازى بتأمل و فكر نيست و گاه مقابل امكان است چنانكه گويند حوانيت انسان را ضرورى است.