فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١١١٣ - پاره از اصطلاحات تركيبى
عقد را داشته و احكام و آثار آن عقد بر آن مترتب خواهد شد.
در صلح ايجاب اختصاص به يك طرف نداشته و قبول بطرف ديگر، بلكه ايجاب از يكى و قبول از ديگرى صحيح است.
وضع صلح براى فصل خصومت و حصول سازش است و بجاى بيع و اجاره نيز آن را بكار مىبرند و باختلاف موارد استعمال مختلف ميشود.
در اصطلاح عارفان صلح از اركان تصوف است كه صوفى صلح كل است همه چيز از نظر عارف جمال و زيبا و زيبائى است تا آنجا كه جهان و جهانيان بر اساس صلح و آشتى استوارند تا اضداد سازش نكنند موجودى تقرر خارجى نيابد مولانا گويد:
زندگى آشتى ضدها است
مرگ آن كاندر ميانشان جنگ خاست
صلح اضداد است عمر اين جهان
جنگ اضداد است عمر جاودان
زندگى چيست؟ آشتى دشمنان
مرگ وارفتن باصل خويش دان
صلح دشمن دار باشد عاريت
دل بسوى جنگ دارد عاقبت
روزكى چند از براى مصلحت
باهمند اندر وفا و مرحمت
عاقبت هر يك بجوهر بازگشت
هر يكى با جنس خود انباز گشت
لطف بارى اين پلنگ و رنگ را
الف داد و برد ز ايشان جنگ را
لطف حق اين شير را و گور را
الف داد است اين دو ضد دور را