تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٦ - از جمله هياكل و مجسمههاى عبادت
مقاله مرحوم محقّق ثانى در كتاب جامع المقاصد
مرحوم محقّق ثانى در كتاب جامع المقاصد بعد از آنكه بيع اين اشياء را ممنوع قرار داده اگرچه انتفاع بردن از آنها بهمين هيئت در امر غير حرام و مشروع امكان داشته باشد فرموده است:
همانطوريكه گفتيم فروش اين اشياء ممنوع و غير جايز مىباشد و اينكه خردههاى آنكه بعد از شكستن قابل انتفاع و صرف در امر حلال بوده و مال محسوب مىشوند هيچ اثرى در تغيير اينحكم نداشته و باعث تجويز بيع آنها نمىباشد زيرا بذل مال و پرداخت آن در مقابل اين اشياء در حاليكه هيئت نامشروع و منكرشان محفوظ است از قبيل بذل مال در مقابل امر حرامى است كه از نظر شارع مال محسوب نمىشود.
بلى، اگر بايع قبل از آنكه اين اشياء را خرد كند بمشترى بگويد خورده بعد از شكستن را بشما الآن مىفروشم باينمعنا كه پس از فروش شيئ را سالم بتو مىدهم كه آنرا خورد كنى زيرا قصد من از فروش خورده آن بعد از شكستن مىباشد در صورتيكه مشترى شخص مورد وثوق و اطمينانى بوده و بايع بداند كه مشترى آنرا پس از قبض مىشكند و خورد مىنمايد البتّه در اينفرض ممكنست بيع را محكوم به صحّت دانست.
و مثل اين اشياء است از نظر حكم مذكور باقى امور محرّمه همچون ظروف طلا و نقره و صنم كه اين اشياء را نيز با خصوصيّات مذكور مىتوان مورد بيع و شراء قرار داد. تمام شد كلام مرحوم محقّق ثانى.
شرح مطلوب
قوله: الا ترى انّه لو باعه وزنة نحاس: ضمير در « انّه » به بايع راجع بوده و ضمير مفعولى در « باعه » به مشترى برگشته و عبارت « لو باعه وزنة نحاس» يعنى بايع بمشترى مجموعهاى از مس را به عنوان « مس » بفروشد.