تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٧ - ذكر اخبار داله بر وجوب اعلام و ارشاد
سيراب نمودن بهائم يا طعام دادن بايشان چيزى را كه براى مسلمان اكل و يا شربش جايز نيست كراهت دارد.
در حكم بكراهت مزبور اشعار و اشاره است باينكه اگر آنرا بمكلّف بدهند حرام مىباشد.
و مؤيّد آن اينستكه تناول و شرب شيئى حرام از قبائح است و لو در حقّ جاهل به حرام و لذا در صورت شكّ احتياط در آن مطلوب و مرغوب مىباشد زيرا اگر علم در حكم به قبح دخالت مىداشت قطعا احتياط مزبور حسن نداشت.
اكنون با توجّه باين اخبار و روايات مىگوئيم:
اعطاء نجس به جاهل مذكور يعنى مشترى روغن متنجّس اغراء بقبيح است كه آن عقلا زشت و امر ناپسندى محسوب مىشود بلكه برخى فرمودهاند:
اعلام به جاهل واجب است اگرچه شخص سبب وقوع جاهل در حرام نباشد مثل اينكه ببينيم شخصى نجاستى در دست داشته و قصد تناول آنرا دارد كه در اينجا بر ما واجب است بوى اطّلاع دهيم كه شيئ مزبور نجس است و بدينوسيله او را از ارتكاب حرام بازداريم و اين همان حكمى است كه مرحوم علّامه در ضمن اجوبه مسائل مهنائيّه بآن تصريح فرمودهاند، چه آنكه سيد مهنّا از ايشان سؤال كرد:
شخصى مىبيند كه نمازگذارى در لباسش نجاستى است آيا بوى اعلام كند يا او را بحال خود واگذارد؟
مرحوم علّامه در جواب فرمودهاند:
اعلام واجب است زيرا نهى از منكر واجب مىباشد.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ولى اينكلام اثباتش مشكل مىباشد يعنى بعيد است بتوان با دليل اثبات كرد كه اعلام واجب است و لو شخص سبب در وقوع ديگرى در حرام نباشد.
شرح مطلوب
قوله: تغرير الجاهل بالحكم: يعنى جاهل بحكم را در جهل گذاردن مثل اينكه شخص نمىداند متنجّس ببول را مىبايد دو بار آب كشيد.