تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١ - نوع اول از مكاسب محرمه
و الطّين لم يحرم كذلك، بل لم يحرم إلّا بعض منافعه الغير المقصودة منه و هو الأكل، بخلاف الأبوال فإنّها حرّمت كذلك فيكون التحريم راجعا الى شربها، و غيره من المنافع في حكم العدم.
و بالجملة فالانتفاع بالشّيء حال الضّرورة منفعة محرّمة في حال الاختيار لا يوجب جواز بيعه.
و لا ينتقض أيضا بالأدوية المحرّمة في غير حال المرض لأجل الاضرار، و لأنّ حلّيّة هذه في حال المرض ليست لأجل الضّرورة بل لأجل تبدّل عنوان الإضرار بعنوان النّفع.
ترجمه:
استدراك
سپس قائلين بجواز بيع مىگويند:
بلى، ممكنست بگوئيم:
فرموده حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يعنى:
انّ اللّه اذا حرّم شيئا، حرّم ثمنه.
و همچنين خبر متقدّم از دعائم الاسلام دلالت دارد بر اينكه ضابطه و قاعده منع از بيع اينستكه شيئ در حال اختيار حرام باشد و الّا اگر اين معنى را نخواهيم مناط و ملاك قرار دهيم هيچ حرامى وجود ندارد مگر آنكه در حال ضرورت حلال و مشروع است و بحسب فرض شرب و آشاميدن ابوال در حال اختيار حرام است و از طرف ديگر منافع ديگر غير از شرب اصلا قابل اعتناء و منظور نظر نبوده لا جرم مىبايد بيع ابوال جايز نباشد در نتيجه نبايد اين گفتار را با طين (گل) نقض كرده و بيان داشت:
طين نيز اكل و تناولش حرام است پس همچون ابوال نبايد خريد و فروشش جايز باشد در حاليكه چنين نبوده و بالاتّفاق بيع آن مشروع و جايز ميباشد.
و دليل ما بر عدم جواز نقض آنستكه:
اگرچه طين اكل و تناولش حرام است ولى منافع ديگر طين كه از اكل اعمّ و