كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - ٢- ظواهر روايات
مرحوم سبزوارى مىفرمايد:
و لا يكفى حصولهما بالدقّة العقليّة للاصل بعد عدم ابتناء الاحكام الشرعية عليها (على الدقّة العقليّة). [١]
صاحب جواهر مىفرمايد:
بايد ظهور اثر، براى اهل خبره حسّى باشد، لِأنّ الاكتفاء بمطلق التأثير يقتضى فساد التحديد (چون يك قطره هم اثر دارد پس رضاع هيچ حدّى ندارد)، فانّه (اثر عقلى) لا يزيد على اعتبار اصل الرضاع ... و لوقوع التصريح فى النصوص بعدم حصول الانبات و الاشتداد بالرضعة فما فوقها الى العشر (تأثير عرفى غير محسوس كافى نيست)، بل بانتفائهما فيها (عشر رضعات) كما ستعرفه فمع ملاحظة الجمع بين النصوص و الفتاوى يعلم كون المراد مرتبةً خاصّةً من الانبات و الاشتداد لا مطلق التأثير كما هو واضح. [٢]
ان قلت: راه پيدا كردن چنين تأثيرِ عرفىِ محسوس چيست؟
اهل خبره چگونه مىفهمند؟
قلنا: از طريق وزن كردن كه در اين صورت غير اهل خبره هم مىفهمند و با وجود وسائل اندازهگيرى امروزى، كمترين افزايش وزن هم محسوس و عرفى است.
نتيجه: اگر در استقلال و عدم آن شك كنيم، يعنى شك داريم كه به اين بچّه غذاى ديگرى هم دادهاند يا نه، در صورتى كه استقلال را شرط ندانيم كه نمىدانيم، اگر به مقدار معتد به شير خورده باشد، محرميّت حاصل است، ولى اگر استقلال را شرط دانستيم، در اين صورت اصل عدم محرميّت است، مگر اينكه سراغ زمان يا عدد برويم. و امّا اگر شك كنيم كه اين اثر محسوس است يا نه، مثلًا ترازويى براى اندازهگيرى وزن نداريم و هر كسى چيزى مىگويد و مشكوك شد اصل اين است كه آن حد حاصل نشده پس محرميّت هم حاصل نشده است، مگر اينكه يكى از آن دو معيار ديگر (زمان و عدد) حاصل شود.
[مسألة ٤: يعتبر فى التقدير بالزمان أن يكون غذاؤه فى اليوم و الليلة منحصراً باللبن]
٣٤ مسئله ٤ (المعتبر فى التقدير بالزمان) ..... ٤/ ١٠/ ٨٠
مسألة ٤: يعتبر فى التقدير بالزمان أن يكون غذاؤه فى اليوم و الليلة منحصراً باللبن، و لا يقدح شرب الماء للعطش و لا ما يأكل أو يشرب دواء إن لم يخرج ذلك عن المتعارف و الظاهر كفاية التلفيق فى التقدير بالزمان لو ابتدأ بالرضاع فى اثناء الليل أو النهار.
عنوان مسأله:
در اين مسأله بحث در شرائط زمان (يكى از معيارهاى سهگانه رضاع) است. امام (ره) دو فرع را در ضمن آن بيان مىكنند.
فرع اوّل: بايد غذاى بچّه در اين شبانه روز منحصر به شير باشد
و اگر غذاى ديگرى ضميمه شد فائدهاى ندارد؛ ولى اگر آب، دواء يا يك غذاى كمى بخورد، منافاتى با يك شبانه روز شير دادن ندارد.
عدّه قليلى متعرّض اين مسأله شدهاند. شهيد ثانى مىفرمايد:
فإنّ المعتبر فى رضاع اليوم و الليلة كون مجموع غذاء الولد فى ذلك الوقت من اللبن بحيث كلّما احتاج اليه يجده. [٣]
صاحب جواهر [٤] هم عبارتى شبيه عبارت مسالك را دارد.
مرحوم صاحب رياض هم مىفرمايد:
و أن لا يفصل بين الرضعات برضاع غير المرضعة و المأكول و المشروب فى الزّمانيّة خاصّة دون العدديّة [٥]
ادلّه:
مسأله نصّ خاصى ندارد و به دلائل ديگرى تمسّك جستهاند.
١- اجماع:
مهذّب الاحكام در اينجا ادّعاى اجماع مىكند و يك دليل را اجماع مىداند در حالى كه بسيارى از فقها متعرّض آن نشدهاند، علاوه بر اين در اين مسأله كه ادلّه ديگرى هم وجود دارد، اجماع مدركى خواهد بود و حجّت نيست.
٢- ظواهر روايات:
عمده دليل استدلال به ظواهر رواياتى است كه اين معيار را بيان كردهاند كه دو روايت هم بيشتر نبود.
* ... قال: قلت لأبى جعفر عليه السلام هل للرضاع حدٌ يؤخذ به؟ فقال:
لا يحرّم الرضاع أقل من يوم و ليلة ... [٦]
حديث ديگر [٧] هم به همين مضمون است و ظاهر اين دو حديث اين است كه در «يوم و ليله» فقط رضاع از شير اين زن باشد و هر بار كه گرسنه شد شير اين زن را بخورد؛ و الّا اگر مقدارى رضاع و مقدارى غذاى ديگر باشد «يوم و ليلة» نمىشود. ظهور اين حديث خوب است، چون اگر غير از اين باشد اقل من «يوم و ليلة» مىشود، چرا كه مقدارى از نيازش از غير رضاع حاصل شده است.
اينكه امام (ره) مىفرمايند اگر يك چيز جزئى، آب و دواء غير
[١]. مهذّب الاحكام، ج ٢٥، ص ٢٤.
[٢] جواهر، ج ٢٩، ص ٢٧٤.
[٣] مسالك، ج ٧، ص ٢٢٤.
[٤] جواهر، ج ٢٩، ص ٢٨٩.
[٥] رياض، ج ١٠، ص ١٤٣.
[٦] ح ١، باب ٢ از ابواب رضاع.
[٧] ح ١٤، باب ٢ از ابواب رضاع.